X
تبلیغات
سید خراسانی

http://www.eblogame.com/BG/GHALEB/EKHTESASI/seyed-khorasani/header.jpg

معرّفی نمادهای شیطان پرستی

معرّفی نمادهای شیطان پرستی

 

فراماسون ها برای اینکه تفکر دینداران جهان را به ابتذال بکشانند شیطان پرستی را ابداع کرده و به شدت به تبلیغ و گسترش آن می پردازند . در این قسمت به معرفی تعدادی از نمادها ، لوگوها و آرم های شیطان پرستی و گروه های مرتبط با آن می پردازیم .
پرگار و گونیا

 

این شکل نماد اصلی فراماسون ها می باشد که در آن پرگار و گونیای برعکس که علامت بنّایی است وجود دارد . حرف G که در وسط این آرم نوشته شده مخفف کلمه (Goat) به معنای «بز» می باشد . که پیرامون آن نیز توضیحاتی خواهیم داد. (إن شاء الله)
در این عکس نماد پرگار و گونیای برعکس را مشاهده می کنیم که در موارد مختلف از جمله آرم پلیس کانادا به کار برده می شود. این نماد در موارد دیگری مانند میادین اصلی شهر در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی استفاده می شود .

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

بز بافومت (Bophomet)

 

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

این شکل مربوط به یکی دیگر از نمادهای شیطان پرستی است ؛ به نام «ستاره پنتاگرام» که در وسط آن سر بز یا همان (Goat) را ملاحظه می کنید . در این شکل چهار عنصر آب (که در وسط شکم آن شکل ماهی و نماد آب است مشخص می باشد ) ، خاک (که در زیر پای بافومت قرار دارد) ، آتش (که در مشعل فروزان روی سر بز می باشد) و باد (که از وجود ماه و خطوط اطراف آن معلوم می شود) و دو جنسه بودن این بز که دارای یک بازوی مردانه و یک بازوی زنانه و قسمت های دیگر بدن وی که نشان از تقابل و آمیزش جنسی می باشد از بارزترین ویژگی های بز بافومت می باشد .
در عقیده شیطان پرستان «بز بافومت» نماد شیطان و قدرت تاریکی ها است که سر آن در یک ستاره پنج پر (inverted pentagram)(7) گنجانده شده است . که ستاره معروف پنتاگرام که رأس آن روبه بالا است نماد این چهار عنصر و راس آن نماد روح انسانی و معنویت آن است که شیطان پرستان با وارونه کردن آن روح را زیر پا قرار داده اند.
کلید آنخ (Ankh)

 

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

همان طور که گفتیم اهرام ثلاثه مصر از جمله افتخارات فراماسون هاست . به همین دلیل است که نمادهای مصر باستان در این فرقه به وفور یافت می شود.
نمادی که در شکل بالا ملاحظه می کنید کلید (آنخ) می باشد که در زمان مصر باستان در دست کاهنان معابد بوده است . کلید آنخ نماد حیات وجاودانگی می باشد که هم اکنون در فرقه ای به نام «فمنیسم» از جمله فرقه های فراماسونری استفاده می شود . آنان زن را نماد حیات و جاودانگی می دانند به همین دلیل از این نماد استفاده می کنند . در شیطان پرستی Ankh نماد و سمبل شهوت و سکس می باشد .(8)
 

ضد مسیح (Anti Christ)
 

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

در شکل بالا که ستاره پنتاگرام در وسط دیده می شود خصومت شیطان پرستان با مسیحیت آشکار می شود.
از دیگر علامت های شیطان پرستان آنتی کریست (Anti Christ) به معنای ضد مسیح که به صورت صلیب برعکس می باشد . شیطان پرستان با اینکه در واقع در مقابل تمام ادیان ایستاده اند اما خصومت و دشمنی خاصی با مسیحیان دارند(9) به همین علت علائم و نمادهای آنان را مورد استهزاء قرار می دهند . در ادامه این دشمنی بیش از پیش مشخص می شود.
 

(x) نماد کابالا

 

یکی دیگر از مهمترین نمادهای کابالیست ها و شیطان پرستان (X) که امروزه متأسفانه در ایران به عنوان بوگیر اتومبیل به وفور استفاده می شود.

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

دست شاخدار (Cornuto)
 

علامت دست شاخ دار(Cornuto) نماد ارادت به شیطان (بز) است که شیطان پرستان از آن در مراسم مختلف برای نشان دادن هویت خود استفاده می کنند. این علامت را بعداً بیشتر خواهید دید ؛ که شخصیت های مختلفی از آن برای نشان دادن هویت اصلی خود استفاده می کنند . از این نماد در گروه موسیقی هوی متال نیز استفاده می شود .

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

هرج و مرج (Anarchy)

 

این نماد عمدتاً مورد استفاده گروههای هوی متال است که از جمله نماد های فراماسونری می باشد . حرف« A » مخفف کلمه«Anarchy» به معنای هرج و مرج و نابسامانی است . و به این گروه آنارشیسم اطلاق می شود این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است « هرچه تخریب کننده است ، تو انجام بده »
در شیطان پرستی همه چیز آزاد است . هر نوع لباس ، تفکر و عملی آزاد است. و هیچ چیزی انسان را از خوی حیوانیت و مست دنیا باز نمی دارد . لذا می بینیم که شیطان پرستان خواهان بی نظمی ، قتل انسان به عنوان قربانی و حتی خودکشی (که کمال افتخار برای یک شیطان پرست می باشد) هستند .

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

چشم شیطان(Eye of satan)

 

این نماد به معنای چشم شیطان «نظارت و اقتدار» کمتر شناخته شده است. فراماسون ها از این نماد زیاد استفاده می کنند. از دیگر نام های آن چشم همه بین (All seeing eye) می باشد که در طراحی دلار نیز به کار رفته است . که اگر دقت شود تک چشم چپ می باشد که در مورد دجال در روایات نیز آمده است .(10)

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)



+ نوشته شده در سه شنبه 31 خرداد1390ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط |

صلیب شکسته یا چرخش خورشید(or sun wheel swastika)

صلیب شکسته یا چرخش خورشید(or sun wheel swastika)

 

چرخش خورشید یک نماد باستانی است که در برخی فرهنگ های دینی همچون کتیبه های برجای مانده از بودایی ها مقبره های یونانی دیده شده است .
این نماد بعد ها توسط هیتلر به کار رفت ، لکن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطان پرستی کردند .

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)



+ نوشته شده در سه شنبه 31 خرداد1390ساعت 10:50 قبل از ظهر توسط |

Goat Head (سر بز)

Goat Head (سر بز)

 

بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل یا اُسیروس ، خداي باروري مصر باستان) بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني). اين يکي از راههاي شيطان پرستان براي به سخره گرفتن مسيح است زيرا گفته مي شود که مسيح مانند بره اي برای گناهان بشر کشته شد و خود را برای نجات بشر فداء نمود .

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)



+ نوشته شده در سه شنبه 31 خرداد1390ساعت 10:49 قبل از ظهر توسط |

چشمی در حال نگاه به همه جا ( چشم همه بین All seeing Eye)

چشمی در حال نگاه به همه جا ( چشم همه بین All seeing Eye)

 

شیطان پرستان اعتقاد دارند چشم در بالای هرم چشم شیطان است که بر همه جا نظارت و اشراف دارد این علامت در پیشگویی ، جادوگری و کنترل های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می گیرد .
آن ها معتقدند این چشم لوسیفر شیطان است و کسی که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارایی ها حکومت می کند . کافی است به دلار ، پول رایج آمریکا نگاهی بیندازید . این علامت اساس نظم و ساختار نوین جهانی است (novus ordo skolorum) که در شکل صفحة بعد به زبان لاتین مشخص است . که ترجمه آن به انگلیسی (New order of the Ages)می شود.که در شکل پایین صفحه به آن اشاره شده است

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)



+ نوشته شده در سه شنبه 31 خرداد1390ساعت 10:49 قبل از ظهر توسط |

ضد عدالت (Anti justice)

ضد عدالت (Anti justice)

 

از دیگر نمادهای شیطان پرستی آنتی جاستیک (Anti justice) به معنای ضد عدالت این تبر رو به بالا به معنای عدالت و رو به پائین ضد عدالت است . شیطان پرستان برای نشان دادن مخالفت خود با عدالت اجتماعی از هیچ فعالیتی مضایقه نمی کنند .

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)



+ نوشته شده در سه شنبه 31 خرداد1390ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط |

شخصیت های شیطانی

شخصیت های شیطانی

 

مرلین مانسون (Marlyn Manson)
مرلین مانسون نام مستعار «برایان وارنر» متولد 1969 میلادی از یک خانواده فقیر و سطح پائین فرهنگی در منطقه کانتون اوهایو امریکا می باشد .
دوران کودکی وی با آرزوهای دست نیافتنی و همه سختی هایش به پایان رسید . برایان مدت 11 سال در یک مدرسه مسیحی تحصیل کرده و در سن 18 سالگی ضمن نقل مکان به منطقه تامپابای فلوریدا به شغل روزنامه نگاری روی آورد .
وارنر در طول این مدت مطالب ضعیفی را با قلم خود در نقد اشعار موسیقی های مبتذل «متال» و «راک» به رشته تحریر در می آورد
گروهی از همراهان وی را منتقد متالیکا معرفی می کنند . اما آنچه قاطعانه می توان درباره دوران جوانی این شیطان مدرن گفت این است که سال های جوانی وارنر سال های آشنایی وی با فضای مسموم گروههای شیطان پرستی و اقمار آن نظیر گروههای متالیکا ، هیپی و ... است .
به هر حال وی پس از آشنایی به « اسکات میچل » گیتاریست فعال در برخی از گروههای کوچک و نه چندان حرفه ای راک ، گروه متالیکای خود را تشکیل می دهد .
وی در این سال ها نام مرلین منسون را با ترکیب دو نفر دیگر بر خود برگزید . نام مرلین را از بازیگر زن هالیوودی «مرلین مانرو» که شهرت به فساد و بازی در فیلم های غیر اخلاقی داشت و از ظاهر زیبایی برخوردار بود و منسون را از کشیش ناراضی فرقه گرا و قاتل حرفه ای به نام چارلز منسون بر می گزیند .

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

پس از انتخاب جسورانه گروه منسون در انتخاب رنگبندی صحنه ، نوع اجرا، گستاخی در استفاده از الفاظ رکیک و ترویج فحشا در آثار ایشان با شرکت فعال موسیقی به نام« تایتینگ ریکورد زلیپل » در امریکا آشنا می شود . و زمینه های گرایش بیشتر شیطان مدرن به وحشی گری در صحنه های اجرا از جمله پاره کردن انجیل و پرتاب آن به سمت مردم و خوردن مدفوع و هر کاری که حتی از حیوان هم ساخته نیست را فراهم آورد ؛ و از وی یک چهره معروف و سوپر میلیونر ساخت . این اقدامات او را از جایگاه یک مطرب محلی در فلوریدا ،خارج و به یک چهره ملی در امریکا تبدیل ساخت .

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1) شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)




شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

آنتوان لاوی 



آنتوان شزاندر لاوِیْ (Anton Szandor LaVey) معروف به دکتر لاوی، مؤسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان. نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطان پرستی فلسفی است .
وی در 11 آوریل سال 1930 در شهر شیکاگو ایالت ایلی نویز متولدشد . سپس به سافرانسیسکو نقل مکان کرد و بیشتر دوران رشد وی در همان جا سپری شد .
پس از رها کردن دبیرستان و فرار از خانه در 17 سالگی ابتدا به سیرک پیوست و بعد به نوازندگی روی آورد . و در سال 1950 به عنوان عکاس در دایره جنایی پلیس استخدام شد .
در سال 1952با شخصی به نام کارول لنسینگ ازدواج کرد . نتیجه این ازدواج دختر اول او کلارا لاوی بود . ازدواج آنها پس از شیفتگی آنتوان به داین هگارتی در سال 1960 منجر به طلاق شد . داین و آنتوان هرگز با یکدیگر ازدواج نکردند ولی ثمره این رابطه دختر دوم لاوی به نام زنا لاوی بود .
 

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

لاوی که در سانفرانسیسکو از محبوبیت خاصی برخوردار بود ، شبهای جمعه به ارائه سخنرانی های سری که آنها را دایره اسرارآمیز نامیده بود پرداخت. یکی از اعضای همین حلقه به وی پیشنهاد تأسیس آیین جدید را داد .
در 30 آوریل 1966 در حالی که سر خود را به عنوان آیین جدید تراشیده بود ، بنیان گذاری کلیسای شیطان (church of satan) را اعلام کرد . همچنین این سال را به عنوان سال اول عهد شیطان ( anno Satan ) نامید . چندی بعد با انتشار انجیل شیطان در سال 1969 به اظهار تعالیم کلیسای شیطان پرداخت و اظهار داشت که شیطان فرمانروای زمین است . از جمله دیگر کتاب های لاوی می توان به آیین پرستش شیطان ، و دفتر یادداشت شیطان اشاره کرد .

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب (1)

پس از جدایی هگارتی از لاوی در اواسط سال 1980 آخرین همراه لاوی بلانچ بارتون بود که نتیجه این همراهی تنها پسر لاوی به نام سیتن سرکیس کرنکی لاوی(12) شد .
وی در 29 اکتبر 1997 در بیمارستان سنت ماری شهر سانفرانسیسکو بر اثر تورّم ریه درگذشت. در تدفین شیطانی لاوی که به صورت مخفی انجام شد ، جسدش سوزانده و خاکستر آن به این عقیده که وی دارای قدرت شیطان است بین وارثانش تقسیم شد .(13)




+ نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد1390ساعت 9:53 قبل از ظهر توسط |

تقسيم بندي عرفان هاي نوظهور

عرفان هاي نوظهور


عرفان هاي نوظهور (5)





تقسيم بندي عرفان هاي نوظهور

 

این عرفان ها می توانند تقسیم بندی های مختلفی داشته باشند و نمی توان با همه آنها به یك گونه برخورد كرد، اینها هر كدام یك معنا و موضع دارند باید اینها را تفكیك كرد.
بعضی از آنها به گونه ای ریشه های دینی دارند و جوانه هایی از درخت كهنسال دین در سنت های مختلف هستند مثل دراویشی كه ما اكنون در كشور داریم، به هر حال اینها بر تنه درخت سنت رسته اند مانند نعمت اللهی ها، صفی علی شاهی ها و... كه خود را جدا از سنت گذشته نمی دانند، برخی از این عرفان ها هم كاملا زاده افكار مدرن هستند مثل گروه هایی كه در آمریكا و اروپا به وجود آمده اند مانند گروه های شیطان پرستی ، خداگریز، اپیسم و پانكیسم، رپیسم و... اینها دیگر خود را برخاسته از سنت نمی دانند، بلكه خود را نوعی تحرك علیه وضعیت مدرن می دانند. عده ای هم حالت بینابین دارند، نه سنت را خوب می توانند درك كنند و نه دل به مدرنیته دارند، می گویند كه ما پست مدرنیم، می گویند كه ما زاده مبارزه با عقلانیت مدرن هستیم، عقل ما را ارضا نمی كند و جهت نمی دهد، بنابراین وضعیت سومی را به وجود آوردند. بعضی از اینها هم پالوده عرفان های گذشته هستند، یعنی همان عرفان های گذشته هستند كه به شكل جدید ظهور پیدا كردند و حرف جدیدی ندارند. عده زیادی هم زاده شیادی بعضی از كسانی هستند كه از دلدادگی و سادگی انسان معاصر سوء استفاده می كنند، به همین خاطر معتقدم كه باید اینها را تفكیك كرد و نباید به یك شكل با آنها برخورد كرد، اما همه اینها زاده نوعی نیاز در انسان امروز است كه به قول یكی از متفكران كه می گوید قرن بیست و یكم قرن افسردگی لقب خواهد گرفت، یعنی بشر مدرن همه چیز دارد، جز دل و عشق. این افسردگی شروع شده از قرن ۱۹ را عرفان های جدید جذب می كند، نباید آنها را بد تلقی كرد، بلكه باید با آنها خوب برخورد و آنها را جذب كرد. خیلی از این افراد كه جذب این عرفان ها می شوند، افراد خوب و سالمی هستند و تنها در تشخیص راه دچار مشكل شده اند. به تعبیر مولانا، وقتی پول تقلبی را بخواهیم خرج كنیم، چرا از ما می گیرند؟، چون پول اصلی و معتبری هست كه این پول را با آن قیاس می كنند و پول تقلبی را می گیرند، این عرفان های كاذب هم چون عرفان اصلی طرفدار و خریدار دارد، به بركت آن طرفدار پیدا كرده و گسترش یافته اند، البته يك علت گسترش آنها، این است كه این عرفان ها بیشتر خود را با شرایط مدرن تطبیق دادند تا نگاه به شرایط سفت و سخت سنتی. بیشتر از همه این دلیل گسترش آنهاست، یعنی كسانی كه وارد این وادی شدند هم نیازهای شخصی خودشان برآورده می شود و هم شرایط روز برایش مهیاست و هم درگیری ندارد، اینها بحث های عمیق فلسفی است كه باید به جای خود مورد بحث قرار بگیرند.
نگاهي گذرا به عرفانهاي آمريكايي، شرقي، فرا روانشناختي و بومي
در اين قسمت براي روشن شدن بحث و داشتن نمايي كلي از اين عرفان ها، آنها را به چهار گروه تقسيم كرده ايم و در قسمت هاي بعد مفصل تر و موردي به اكثر آنها مي پردازيم.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد1390ساعت 9:44 قبل از ظهر توسط |

عرفانهاي آمريکايي

عرفانهاي آمريکايي
 

يكي از مهدهاي عرفانهای کاذب و نوپدید قاره پهناور آمریکا می باشد. آمریکا که از دیر باز دست خوش تحولات بوده و بعد از پیدا شدن آمریکا و تسخیر آن توسط اروپایی ها و آمیخته شدن عقاید های باستانی و جدید باعث شکل گرفتن عقاید جدیدی شد شاید اینکه آمریکا را بعد از هند دومین مهد عرفان میدانیم به خاطر پهناور بودن و عدم هم فکری وهم اندیشی در این سرزمین دانست.
عرفانهاي آمريکايي از روزگاران قديم در آمريکاي جنوبي بويژه در مکزيک شکل يافت، ولي پس از جنگ جهاني دوم توسعه پيدا کرد. عرفانهاي سرخ پوستي در شکلهاي گوناگون تولتک(دون ميگوئل روئيز)، سو(گوزن سياه متولد 1862)، ساحري(کارلوس کاستاندا 1935) ظهور يافته است. مهمترين منابع عرفان سرخ پوستي، کتابهاي کاستاندا مانند: آموزشهاي دون خوان، واقعيتي جداگانه، دومين حلقه اقتدار، ارمغان عقاب، آتش درون و قدرت سکوت است که از سال 1968 به بعد منتشر شده و شرح ديدارهاي خود را با جادوگر مکزيکي به نام دون خوان مطرح مي کند. انديشه هاي سرخ پوستي بيشتر به توصيه هاي اخلاقي مي پردازند و به اعتقادات مربوط به خدا و آخرت کاري ندارند و با استفاده از گياهان دارويي و حالتهاي توهم زا، انسانها را از واقعيتها دور مي سازند. عرفان اِکنکار يکي ديگر از عرفانهاي نوظهور و سکولار آمريکايي است که توسط پال توئيچل متوفاي 1971 پديد آمد. وي علاوه بر برگزاري کارگاه هاي آموزشي براي سفر روح در کاليفرنيا، در سال 1970 موفق به تأسيس مؤسسه اکنکار شد. بعد از توئيچل، «سري داروين گرايس» در سال 1971 تا 1981 و سپس «سري هارولد کلمپ» استاد حق در قيد حيات شدند. کلمپ در سال 1969 توسط توئيچل به مقام اک رسيد. هدف اکنکار قادر ساختن انسان براي سفر روح و ترک از کالبد فيزيکي است و در نهايت رسيدن به سرزمين بهشت حقيقي يا انامي لوک(جايي که سوگماد در آن به سر مي برد) هدف است. البته، انسان در اين سفر از مسير زمان مي گذرد. عنصر تفکر و عنصر نور و صوت در اکنکار نقش مؤثري دارند. توئيچل از اديان وعرفانهاي مختلف براي اين فرقه بهره برده است. کتابهاي اکنکار، دندان ببر، نسيم تحول، سرزمينهاي دور، اکنکار کليد جهان هاي اسرار و... است. مهمترين مشکلهاي اکنکار اين است که بدون وحي و طريقت الهي مي خواهد مسير زمان را طي کند، در حالي که اگر هم با شهود، مسيري را دريابند باز احتمال خطاي شهود و خلط خيال متصل با منفصل است.
طرفداران اكنكار قائل به عدم ممنوعیت ازدواج با محارم هستند و چند نفر از اینها که در ایران ادعای جانشینی می کنند با مادر و خواهر خود ازدواج کرده اند.
عرفان عشقي پائولوکوئيلو يکي ديگر از عرفانهاي آمريکايي است. وي در 1947 در برزيل به دنيا آمد پس از مشکلات متعدد با خانواده وتحصيل، جنبشهاي هيپي گري و مارکسيستي و بحران معنويت و مذاهب گوناگوني مانند کريشنا، بودا، يوگا، هندو والحاد را تجربه کرد و سالها با مواد مخدري چون کوکائين، مواد روان گردان، مسکالين، ماري جوانا سرگرم بود. وي در سال 1379 شمسي به ايران سفر کرد. کوئيلو با استفاده از مذاهب مختلف و با بهره گيري از رمان و عرفان و سياست به تأليف آثاري چون مکتوب، کوه پنجم، کيمياگر، راهنماي دلاور نور، دومين مکتوب، عطيه برتر، شيطان و دوشيزه پريم پرداخت. کتاب «سفر به دشت ستارگان» کوئيلو، بارها ترجمه و قبل و بعد از انقلاب منتشر شده اند. کتاب ديگري هم با عنوان «سرخ پوستان بزرگ مي گويند» در نمايشگاه بين المللي کتاب سال 83، توزيع شده است. پيام اين عرفان سرخ پوستي، پيوند عرفان با زندگي است. اين مدل عرفاني، وارد مباحث عرفان نظري ابن عربي مانند: وحدت وجود و انسان کامل، حضرات خمس، اعيان ثابته و تعين اول و ثاني و ساير بحثهاي عرفان نظري نشده اند؛ بلکه عرفان و معنويت را با زندگي پيوند زده اند و به شدت از روان شناسي موجود هم استفاده مي کنند؛ شعار آنها اين است که ما ثروت نمي خواهيم؛ ما عشق و صلح مي خواهيم. يک مقوله جذاب و جوان پسند که هر انساني طالب صلح و عشق و محبت و اين چيزهاست. نکته جالبي که اين عرفانهاي سرخ پوستي دارند، دين ستيزي است؛ يعني مي گويند: ما سعادت شما را تأمين مي کنيم، بدون اينکه حاجتي به دين و شريعت الهي داشته باشيد؛ اگر معنويت، صلح و آرامش مي خواهيد، عرفان سرخ پوستي را فراگيريد.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد1390ساعت 9:43 قبل از ظهر توسط |

عرفانهاي شرقي (هندي)

عرفانهاي شرقي (هندي)
 

عرفانهاي هندي فعال در ايران معاصر نيز عبارتند از: آيين هندوييسم، آيين بوديسم، يوگا، اشو، ساي بابا، رام ا... و کريشنا.
هند سرزمینی کهن و پهناور که در جنوب شرقی آسیا قرار دارد و بعد از چین دومین کشور پر جمعیت دنیا می باشد که بیش از 2000 هزار سال قبل از میلاد مسیح مردمان آنجا افرادی سیاه چهره با موهای مجعّد بودند به نام « دراویدیان ».
هند دارای قدمت بوده و آنها از همان قدیم دارای صنایع معمارهای بودند و از لحاظ اعتقادی و دینی هم از همان زمانها دین و مذهب داشتند و معتقد به چیزهای خاصی بودند از جمله می توان اعتقاد به تناسخ و انتقال روح و اعتقاد به چند گانه پرستی را نام برد .
در اواسط هزاره دوم قبل از میلاد مسیح مردمانی از نژادی دیگر به هند حمله کردند آنها آریایيهای بودند که مردمانی بلند قامت و سفید چهره که از سلسله جبال هندو کش در جنوب سیبری به سه منطقه حمله ور شدند که بخشی به اروپا رفتند که مردمانی چون یونانیها ،لاتینیها ، ژرمنها و اسلاوها را به وجود آوردند و بخشی هم به مشرق یعنی ایران آمدند و آئین زرتشتی را به وجود آوردند و گروهی دیگر به هند سرازیر شدند و آئین هندویی را پدید آوردند.
کم کم آریایيها در آئین و فرهنگ مردم هند رسوخ کردند و شغل خودشان که شبانی بود به کشاورزی تغییر دادند و آریایيها دارای اعتقادات عجیبی بودند از جمله اینکه آنها چند گانه پرست بودند از گیاهان نامعلومی شرابی مسکر درست می کردند به نام «سوما » و آن را با شیر مخلوط می کردند و می نوشیدند و نثار درگاه خدایان می کردند و آن را شرابی الهی می دانستند و هنگام قربانی شراب را می نوشیدند و هنگام قربانی سرود های می خواندند و این سرود ها از مغز روحانیون آنها تراوید ه بود و بعد ها آن سرود ها جمع آوری شد و نخستین و قدیمی ترین کتاب مقدس هند بنام « ودا » تبدیل شد.
قبایل هند در آن زمان بدین صورت بود که هر قبیله یک رئیس داشت به نام « راجه » و این مقام به حکم وراثتی از پدر به فرزند منتقل می شد و پدر خانواده « پیتار » ( با پاتر در لاتین و فادر در انگلیسی و واتر در آلمانی و پدر در فارسی هم ریشه است ) نامیده می شد و مادر خانواده یا همسر خانواده به نام « ماتار » ( با کلمه ماتر در لاتین و مادر در فارسی هم ریشه است ) نامیده میشد که شغل او فرمانبرداری از شوهر و اداره تمام امور خانواده بود.
و آمیخته شدن آریایيها با هندی ها باعث تشکیل ادیان زیادی شد و به جرات می توان هند را قطب الدیان و المذاهب و سرزمین هزار ادیان نامید.
پس باید هند اول به هند و عرفانهای وابسته به آن پرداخت و علت اینکه چرا هند را باید ابتدا مورد برسی قرار دهیم و چرا عرفانهای هندی مهم تر هستند. شاید بتوان دو عامل را ذکر کرد

الف : به خاطر قدیمی بودن آنهاست.
 

ب : بسیاری از جریانهای نو پدید از جریانهای هندی متاثر شده اند و هندیها مجموع ادیان خود را بنام هندوییزم به جهان عرضه کردند.
هند دارای دو شاخه کلی در عرفان می باشد.
الف : عرفانهای باستانی و سنتی که قبل از میلاد مسیح بوده اند که دارای پنج محور می باشند
1. آئین ودا
2. آئین جین
3. آئین برهمن
4. آئین تانترا
5. مهمترین کیش هند آئین بودا

ب : عرفانهای نو پدید یا نوظهور
 

1. یوگا
2. اشو
3. سای بابا
4. رام اله
5. کریش نا
6. یوگا نادا
7. دالای لاما
که عرفان بودا از همه آنها مهمتر و پر طرفدار ترین عرفان هندی در جهان می باشد از عرفانهای جدید می توان به عرفان اشو و سای بابا اشاره کرد که از لحاظ اعتقادی بسیار خطرناک می باشند عرفان اشو یک عرفان خانه برانداز و خانه خراب کن می باشد چون فرهنگ این عرفان برهنگی و سکس می باشد و معنویت را از این راه می دانند.
يکي از گروه هاي عرفاني هندي که در سالهاي اخير مطرح شده «يوگا» است. يوگا به معناي پيوستن و مهار کردن است. يوگا، سابقه طولاني دارد ولي در قرن اخير بيشتر مورد توجه شده است. اين مدل عرفاني، داراي شش ساحت است، زيرا معتقد است انسان داراي هفت بدن و هفت چاکرا و مراکز انرژي است، هدف يوگا از تمرينهاي جسماني و روحي، آرامش و تسلط روح بر بدن است.
«اُشو»، يکي ديگر از گروه هاي عرفاني هند است. نام اصلي اُشو، باگوان شري راجنيش است. وي در سال 1931 در روستاي کوچوادا دراستان مادياپرادش هند به دنيا آمد و در سال 1990 از دنيا رفت. وي ادعا مي کند در 21 سالگي، نور الهي را در خود احساس کرد. و مذهب خود را مطرح ساخت. تحصيلات اُشو در فلسفه بود، مدتي به آمريکا رفت و مريداني پيدا کرد، ولي به دلايلي از آمريکا اخراج شد. وي، هرگز کتاب ننوشت و تنها 7000 سخنراني داشت که به 650 جلد کتاب(مانند: بلوغ، راز بزرگ، راز شهامت و خلاقيت، آواز سکوت، ملکوت، آفتاب درسايه، شورشي) تبديل شده و به سي زبان زنده دنيا نيز ترجمه شده است. اُشو، ديدگاه هايي در باب عشق و حقيقت زن و مدرنيته دارد.
رام ا...، يکي ديگر از فرقه هاي هندي است و نحوه پيدايش آن به تحولات در ويشنو برمي گردد؛ با اين بيان که مذهب ويشنو با تاختن سلاطين غزنوي در قرن دهم ميلادي، توسط راماننده مصلح هندي تغييراتي يافت و «نئوويشنوييسم» پديد آمد و سپس يکي از شاگردانش به نام شيخ کبيرپانتيس(متولد 1440 ميلادي از پدر مسلمان و مادر ويشنوو متوفاي 1518 ميلادي)، مذهبي ترکيبي از اسلام و ويشنو يعني رام ا... (خداي ويشنو و خداي اسلام) را به وجود آورد. اين فرقه در ايران توسط ا. م. رام ا... با اعتقاد به ضرورت تولد دوباره و آموزشها و تعاليم اسرار در دو نشريه(هنرزندگي متعالي و حرکت دهندگان) گسترش يافت. فرقه رام ا...، تمام اديان را برابر مي داند.
کريشنا، يکي ديگر از عرفانهاي نوظهور است. کريشنا مورتي در جنوب هند در خانواده در سال 1896 در خانواده اي برهمن به دنيا آمد و در سال 1986 در 91 سالگي از دنيا رفت. تحصيلاتش در اروپا در رشته روان شناسي بود و بر خودشناسي و آزاد شناسي دروني و سفر روح و دروني اعتقاد داشت. مهمترين کتابهاي او عبارتند از: تعاليم کريشنا مورتي، حضور درهستي، حقيقت و واقعيت، پرواز عقاب، براي جوانان، خشونت و خلاقيت، عرفان و خود شناسي.
ساي بابا، ديگر فرقه هندي است که بر پاره اي از علاقه مندان به معنويت تأثير گذاشته است. ساي بابا در سال 1835 در حيدرآباد در خانواده برهمن به دنيا آمد و در 1918 از دنيا رفت. تعاليمش را از کتابهاي مقدس هندوها و اسلام گرفته بود. وي با تعاليم ساده اش وبرخي امور خارق العاده که براي او ادعا مي کنند، طرفداران زيادي يافته است. وي به اعتقادات هندو مانند تناسخ قايل است و بر ذکر خدا و توجه به عالم درون و عشق و برابري اديان و مذاهب تأکيد مي کند. اين عرفانها هم به يک دين زميني تبديل شده اند؛ مثلاً امروزه بوديسم، يک دين است؛ اما نه يک دين آسماني و الهي، بلکه دين زميني و بشري؛ يعني کاملاً مي خواهد کارکرد دين را داشته باشد.
بحثهاي عرفاني، سير و سلوک و دستورالعمل دارند؛ به طور نمونه در همين کتاب اُپانيشادها مطالبي هست که حتي با بعضي مضامين روايي ما که مثلاً مي فرمايد: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» يا «انفع المعارف معرفة النفس» سازگاري دارد؛ به شناخت نفس و شناخت انسان اهميت مي دهد. چون يکي از مهم ترين دغدغه هاي انساني اين است که «من کيستم؟» و «انسان کيست؟» و عرفانهاي شرقي، به زَعم خودشان به اين سؤال پاسخ داده اند و جالب اين جاست که در دو سه سال اخير هم مکرر کتابهاي اينها منتشر و وارد بازار شده است؛ کتابهاي «اشو»، مانند «مراقبه و هنر» بيش از ساير عرفانهاي شرقي در کشور ما مطرح اند. به هر حال، در زمينه بوديسم و تائوئيسم و هندوئيسم و امثال اينها کتابهاي فراواني در بازار کتاب موجود است که جايگزين عرفانهاي اسلامي مي شود و نسل جواني که علاقه مند به عرفان و معنويتند، گرفتار آن مي شوند. وجه اشتراک عرفانهاي شرقي عقل ستيزي است نه دين ستيزي؛ چون به هر حال، مکاتب خود را به دين تبديل کرده اند. آنها مي گويند: ما با مسايل عرفاني به کشف و شهودهايي مي رسيم که حتي با بديهيات عقلي هم تعارض دارد؛ مثلاً به اين نتيجه مي رسيم که اجتماع نقيضين محال نيست.
«والتر استِيس» در کتاب عرفان و فلسفه اش يکي از وجوه اشتراک عرفان را همين مي داند و مي گويد: عرفان، باورهايي عقل ستيزانه دارد، در حالي که عرفان اسلامي چنين نيست؛ مثلاً ابن ترکه در تمهيد مي گويد: يکي از معيارهاي تشخيص شهود الهي از شهود شيطاني اين است که شهود را با عقل بسنجيد، اگر مخالف عقل بود، معلوم مي شود شهود شيطاني است. ولي عرفانهاي شرقي، عقل ستيزند و اجتماع نقيضين را هم ممکن مي دانند.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد1390ساعت 9:43 قبل از ظهر توسط |

عرفانهاي فرا روانشناختي

عرفانهاي فرا روانشناختي
 

دسته ديگري از عرفانهاي سکولار است که متأسفانه مدتي است در ايران معاصر گسترش پيدا کرده است. اين فعاليتها عبارتند از: معنا درماني، هاله بيني، طالع بيني، ان. ال. پي، هيپنوتيسم، مديتيشن و.... اين عرفانها پس ازجنگ جهاني دوم براي کنترل سربازان در مسکو و سپس در اروپا مطرح شد. اين تحقيقات توسط استراندر و شرويدردر کتاب «اکتشافات رواني درپشت پرده آهنين» در سال 1970 در آمريکا منتشر شد. تمام ادعاهاي اين جريانها در خصوص هاله بيني، کف شناسي، چهره شناسي، مديتيشن(شناسايي بخش ناشناخته وجود انسان)، ان. ال. پي (برنامه ريزي عصبي- زباني براي ارتباط برتر)، هيپنوتيسم(خواب مصنوعي) غير علمي واثبات نشده اند.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد1390ساعت 9:42 قبل از ظهر توسط |

عرفانهاي بومي

عرفانهاي بومي
 

اين عرفان ها که به فرقه هاي صوفيه معروفند، از گذشته هاي دور در کشور ما و در جوامع اسلامي رواج داشته و پس از جنگ هم توسعه پيدا کرده اند. فرقه هايي چون ذهبيه، خاکسار، شاه نعمة اللهي و... از آن جمله اند که داراي تشکيلات و خانقاه نيز مي باشند و در منازل و معابدشان، برنامه هاي فرهنگي دارند. اين فرقه ها عمدتاً دين ستيز نيستند، اما يا فقه ستيزند يا مرجع ستيز؛ يعني يا مي گويند: کاري به فقه و شريعت نداشته باشيد، يا مي گويند: احکام فقهي را قبول داريم(حتي وضو مي گيرند، نماز مي خوانند، احکام و مناسک عبادي را انجام مي دهند) ولي مرجعيت را قبول ندارند. معتقد به اين نيستند و نمي پذيرند که مسايل فقهي و شرعي را بايد از مرجع تقليد گرفت. و اگر اندکي از آنها، مسأله تقليد از مرجعيت را مي پذيرند، در نهايت گرفتار بدعتند. اين جماعت بنايشان بر اين است که آثارشان را چاپ نکنند. البته گروه هايي هستند که آثارشان را منتشر مي کنند؛ مثلاً کتابهايي با عنوان معرفت روح، طب روح، راه کمال، مباني معنويت فطري و معنويت يک علم منتشر شده که از نورعلي الهي و فرزندش دکتر بهرام الهي است. آنها فرقه مکتب را ساخته اند و از فرقه اهل حق منشعب شدند. مطالب آنها بسيار جذاب، جالب و خواندني است؛ ولي چيزي که در اين کتابها ديده نمي شود، احکام فقهي است. آنها مي پندارند که انسان با همين معنويت و سلامت روح و نفس مي تواند به کمال برسد. شکي نيست که تصوف بومي در تاريخ اسلام خدمات ادبي فراواني داشته اند؛ ولي بحث در اين نيست که اين جريانها چه خدمات وخطاهايي ادبي داشته اند، بحث در اين است که اين جريانها، جامعه اسلامي ايران را با چه پيامدهاي فکري و فرهنگي روبرو مي سازند. آيا نسل جوان با تفکر صوفيانه وعرفانهاي سکولار در زمان تهديدهاي خارجي به دفاع از مملکت برمي خيزند؟ بدون شک، پاسخ منفي است. نکته ديگر اينکه، عقلانيت صوفيانه، به گونه اي است که نمي گذارد توسعه علمي تحقق يابد. تاريخ اسلام و اروپا نشان داده است که هر گاه تفکر صوفيانه توسعه مي يافت، علم و دانش به افول مي گراييد.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد1390ساعت 9:42 قبل از ظهر توسط |

نقاط مشترك عرفان هاي نو ظهور

نقاط مشترك عرفان هاي نو ظهور


نقاط مشترك عرفان هاي نو ظهور

نقطه مشترك اول:
 

در این عرفان‌ها خدای متعالی، به زمین آمده و در درون بشر جای گرفته است. کسانی مانند «پائولوکوئیلو»،«اوشو» و «وین‌ دائر» از خدا سخن می‌گویند، اما خدای متعالی در تعالیم این افراد مرده و تنها شامل یک نیروی درونی است که با نیروی فکری به خصوص تمرکز می‌شود این نیرو را مهار کرد و به جریان انداخت و از ان استفاده کرد.
این موضوع، غربی‌های متدین را نگران کرده است به طوری که نام این جنبش جدید را شرقی‌سازی غرب گذاشته‌اند. چون در تفکر تائو و بودا، خدای متعالی را خیلی قبول ندارند و از نیروی درونیه صحبت می‌کنند. مانند معابد تائو (دین باستانی در سرزمین چین) که در آن معابد ورزشی است و نیروهای درونی را در قالب تمرینات ورزشی به جریان‌ می‌اندازد. به همین علت است که تئولوژیست‌ها و الهی‌دانان غربی، فریادشان بلند شد که مسیحیت از دست می‌رود و دین‌داری مردم غرب، در حال شرقی شدن است.
بر اساس کتاب «جنبش‌های نوین دینی، چالش‌ها و راهکارها» نوشته برایان ویلسون، گفت: ویلسون در مقاله‌ای به نام «شرقی‌سازی غرب» می‌گوید که در 40 سال اخیر، 30 درصد از مردم غرب و مسیحیان، باور به معاد را از دست داده‌اند و باور به تناسخ را پذیرفته‌اند.

نقطه مشترک دوم:
 

در این عرفان‌ها، خدایی درونی با شبکه‌ای از نیروی طبیعی و شعور عالم‌گیر در ارتباط است و خدای ما جلوه‌ای از خدای کیهانی است.

نقطه مشترک سوم:
 

این عرفان‌ها می‌گویند برای هدایت شدن به ندای درون خودش گوش کن. البته قلب جلوه‌گاه الهامات الهی است و پیامبر برای احساس خیر و شر، رجوع به قلب را سفارش می‌کند، پس قلب سرچشمه الهامات الهی است، اما وسوسه‌ها در این قلب حضور جدی دارند. پیامبران عصر جدید، این موضوع که به ندای درونی گوش کن را بیان می‌کنند در حالیکه هیچ معیاری از تشخیص خیر و شر را معرفی نمی‌کنند.
چگونه مقابله كنيم؟
دو راه برخورد با اين گونه عرفان هاي نو ظهور وجود دارد؛ راه ايجابي و راه سلبي كه برخورد سلبي را بايد به حكومت واگذار كرد و خواست تا اجازه نفوذ هر نوع كتاب با هر روش و هدفي در پيكره جامعه داده نشود، ولي در عين حال راه مناسب برخورد ايجابي است. در آثار ديني ما و از جمله قرآن كريم، در ارائه مفاهيم و آموزه ها، بسيار از داستان بهره گرفته كه خود نشانگر اهميت و تأثيرگذاري اين قالب هنري است؛ چنان كه پائولوكوئيلو نيز در نگارش «كيمياگر» از مثنوي بهره برده است. از اين رو مثنوي منبع ارزشمندي براي تبديل شدن به اين نوع داستان هاست.
اندیشمندان دینی ما باید جهل زدایی کنند؛ یکی از مهم ترین علل و عوامل جهل و نادانی افرادی که به فرقه های کاذب و دروغین گرایش دارند، جهل به عرفان حقیقی و همین‌طور نا‌آگاهی نسبت همین فرقه های نوظهور است.
ما باید شناختی حقیقی، هم از دین اسلام و هم از فرقه های نوظهور را برای جامعه بیان کنیم؛ اگر جوانان را با شیوه های خاصی به انحراف می کشانند، ماهم باید با استفاده از همان شیوه ها، در بین نسل جوان آگاهی بخشی کنیم.
با توجه به سخنی از امیرالمؤمنین(ع) در خطبه 147نهج البلاغه، مبنی بر این که هرگز نمی توانید راه رشد را بیابید، مگر آن که راه انحراف را هم نشان دهید، مي توان گفت: وظیفه اندیشمندان مسلمان که می خواهند، به شیوه ای علمی با گرایش جوانان به فرقه های نوظهور مقابله کنند، بیان شناخت عرفان حقیقی و پلیدی های عرفان های کاذب در کنار یکدیگر است.
عرفان اسلامی ناشناخته است، یعنی افراد، موضوعات و آثار عرفان اسلامی ناشناخته اند، برای این كه در عرفان اسلامی هم نگرش های مختلفی وجود دارد، یعنی همه مسلمان ها با همه گرایش های عرفانی اسلامی موافق نیستند، اكنون در اهل سنت عده ای هستند كه عرفان را قبول ندارند، تعدادی هم عرفان های خاصی را قبول ندارند، علت اصلی ناشناخته ماندن عرفان اسلامی این است كه به وحدت نظر نرسیدیم كه تا كجا عرفان، دینی است و تا كجا، مطابق با شریعت هست و تا كجا نیست؟! اكنون وقتی عرفان های كاذب با صدها گونه تبلیغ و روش عرفان مورد نظر خود را تبلیغ می كنند، ما هنوز در شرایط اولیه عرفان اسلامی درگیر هستیم، طبیعی است كه آن عرفان ها گسترش می یابند. به نظر می رسد اگر ما می خواهیم نسل جوان جدید را جذب كنیم و اینها را به سنت فرهنگ اسلامی سوق دهیم، باید نگره های تازه ای برایشان ایجاد كنیم و آنها را به این تفكر بكشانیم كه تو در عین این كه فردیت خود را داری و حفظ می كنی، می توانی سنت را هم داشته باشی و لزومی ندارد كه وقتی فردیت داری، سنت را فدا كنی یا وقتی سنت داری، فردیت خود را رها كنی. این شبهه ها و مشكلات را اگر بتوانیم با تشكیل جلسات تخصصی و مراكز فرهنگی كاملا معنوی و عمیق بررسی و تبلیغ كنیم، خیلی از جوان ها جذب خواهند شد. جوان های ایرانی دوست ندارند از سنت جدا شوند، به شكلی پا در هوا هستند، نه می خواهند یكسره جذب مدرنیته شوند یا یكسره جذب سنت شوند، دوست دارند كه هر دو را با هم داشته باشند و نمی دانند چكار كنند. مشكل اصلی جوان ها اینجاست كه باید روی این مسائل فكر كرد و جلسات تخصصی و میزگرد تشكیل داد تا كارشناسان راجع به این موضوع به بحث بنشینند و راه حلی ارائه كنند.
وقتی كسی را از كاری منع می كنیم، باید چیزی جایگزین به او معرفی كنیم، اگر به جوان امروزی بگوییم كه سنت داریم این امر دیگر مساله جوان معاصر نیست، امام علی(ع) می فرمایند كه «فرزندان به زمانه خودشان شبیه ترند تا به زمانه پدر و مادرشان »، این نكته كلیدی است، باید سنت را با بسته بندی جدیدی به جوان معرفی كرد تا او جذب شود. امروزه نمی توان به دانشجوی پزشكی گفت كه «تجریدالاعتقاد » خواجه نصیر را مطالعه كن، او نه می فهمد، نه زبانش را می داند نه برایش جاذبه دارد، اگر این كتاب را در بسته بندی جدید و به شكل و زبان جدید به او ارائه كنیم، این كار جوان را جذب می كند و او به مطالعه آن می پردازد و لذت می برد.
منظورم این است كه راه جلوگیری از گسترش عرفان های كاذب این است كه نگاه معنوی دینی و كلاسیك سنتی خودمان را با بسته بندی جدید و با تطبیق مسائل روز به جوان ها منتقل كنیم، در عین حال كه از سنت جدا نشویم و خلافی در سنت انجام ندهیم و به جوان ها عرضه كنیم تا جذب دیگر چیزها نشود. به هر حال از قدیم الایام به ما یاد دادند كه بچه ها را مطابق با سنت های روز تربیت كنیم. مثلا در رساله حقوق امام سجاد(ع) آمده است كه حق فرزند بر والدین است كه اسم خوبی برایش انتخاب كنند، این یك سنبل است، برای تفكر و زندگی فرزند هم حقوقی بر گردن والدین است، نسل جدید با ما خیلی متفاوت است. راه درست این است كه نگره های جدید را با سه ویژگی جاذب، آسانگیر و زیبا تعریف كنیم، عرفان های كاذب چیزی نیست كه پایایی داشته باشد، اینها خود به خود از بین می رود، عرفان های كاذب مانند كف هستند كه از بین می روند و دریا پایدار می ماند. فرهنگ ایرانی اسلامی خیلی جاذبه دارد، يكي از پژوهشگران ديني مي گويد: « در لندن درباره نظریه ادبی ناصر خسرو سخنرانی می كردم، باور نمی كنید چند نفر از حضار گریه می كردند، می گفتند كه این حرف ها در فرهنگ شماست؟!، گفتم ناصر خسرو جزو متفكران درجه دوم، سوم كشور ماست». اگر متفكران درجه اول را به آنها بشناسانیم، ببینید چقدر جذب می شوند. در طول تاریخ هند و عثمانی را با شمشیر نگرفتیم، اكنون هم لازم نیست با شمشیر وارد فرهنگ و كشوری شویم، ارائه فرهنگ اسلامی و عرفان اسلامی ایرانی، كشورهای دشمن را به زانو در می آورد.
مطلبي از صحيفه امام خميني (ره) ذكر مي كنيم، اين نامه در جلد اول و تحت عنوان "دعوت به قيام براي خدا" منتشر شده است؛ تاريخ‌نامه 15 ارديبهشت 1323 است. در قسمتي از اين نامه آمده است: "امروز روزي است كه نسيم روحاني الهي وزيدن گرفته و براي قيام اصلاحي بهترين روز است، اگر مجال را از دست بدهيد و قيام براي خدا نكنيد و مراسم ديني را دعوت نكنيد، ‌فرداست كه مشتي هرزه گرد، شهوت‌ران بر شما چيره شده و تمام آيين شما را دست‌خوش اغراض باطله خود كنند. امروز شماها در پيشگاه‌ خداوند عالم چه عذري داريد. "
امام، در اين نامه بر قيام دروني تأكيد كرده است و اين قيام دروني اگر اتفاق بيفتد، آن‌گاه قيام بيروني منتج خواهد شد. به وزيدن نسيم روحاني الهي هم اشاره شده است، طي پنجاه سال گذشته شاهد، رشد معنويت‌هاي نوظهور و عرفان‌هاي دروغيني بوده‌ايم. در واقع در اين نامه كه 66 سال پيش، نوشته شده، به درستي به شرايط آن روزها تاكيد كرده است. از همان سال‌ها به بعد فرقه‌هاي عرفاني كاذب شروع به رشد مي كنند، تحولي در عالم هستي اتفاق مي‌افتد، كه زمينه بروز عرفان را باز كرد.
شاهد پرده‌نشين و آن سر مستوري كه در سينه اوليا الله بود، بايد از پشت پرده اعيان شود. عرفان اسلامي كه مورد تأييد اهل بيت است و قبل از اين سينه به سينه منتقل شده است، بايد فاش شود. نكات لطيف اتحاد انسان با خدا بايد بازگو شود، شايد در گذشته انسانها، ظرفيت فهم اين مطالب را نداشتند و سوتفاهمات فراواني وجود داشت. اما امروز پائول توئيچل، يوگاناندا و اوشو از اتحاد با خدا مي‌گويند، بايد معنويت ناب اسلامي را تبليغ و ترويج كرد.
ژرفاي سهمگين سخنان اهل بيت كه براي همه قابل فهم نبود و مي‌فرمودند كه "ان حديثنا صعبٌ مستصعب. " شايد براي مردم اين روزگار سهل‌تر شده باشد. چه بسا اسراري كه در سورة توحيد پنهان بود تا مردماني در آخر الزمان به فهم آن دست يابند، براي مردم عصر ما كشف شود و شايد امروز آخر الزمان باشد.
چه كسي مي‌داند كه يكي از شرايط ظهور و زمينه‌هاي آمدن منجي همين افزايش سطح فهم و آمادگي براي درك عرفان و معرفت در سطوح بالا نيست. به گمان نويسنده، اين طلب و عطشي كه انسان در آغاز قرن بيست‌ و يكم نسبت به معنويات احساس مي‌كند اگر با پاسخي شايسته از سوي كساني كه معنويت ناب را در سينه‌ دارند و از سوي بزرگان جهان اسلام به دنيا ارائه شود، بهترين زمينه‌سازي براي ظهور فراهم شود. زيرا در اين معنويت است كه انسان‌ها مي‌فهمند براي دستيابي به حيات حقيقي بدون معنويت نمي‌توان گامي‌ برداشت و براي رسيدن به معنويت ظهور معدن اسرار الاهي ضروري است و اينجا اوج اضطرار و آغاز خالصانه‌ترين تمنا براي ظهور است. با اين توضيح به نظر بنده براي مواجهة مؤثر با عرفان‌هاي كاذب بايد عرفان ناب و اصيل را اشاعه داد.

+ نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد1390ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط |

شیطان پرستی و فراماسونری ، نمادها و کتب


مقدمه :

«ألَم أعهَد إلَیکُم یا بَنی آدَم ألّا تَعبُدُ الشّیطان إنَّه لَکُم عدوٌّ مُبینٌ و أن ِاعبُدونِی هذا صِرَاطٌ مُستَقیم»(1)
در این مقاله تلاش شده تا به یک بررسی گزارش گونه و البته تا حدودی تحلیلی راجع به فرقه ای که دنیا با آن روبروست به نام شیطان پرستی بپردازد و شامل تاریخچه ای راجع به این فرقه و بررسی نمادهای شیطان پرستی و هدف آنان از گسترش این نمادها و کتبی که تاکنون در ایران برگردان شده و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز چندین بار تجدید چاپ گرفته اند و محتوای آنان می باشد.
همچنین در این مقاله به نقد و بررسی برخی از فیلم ها و زندگی نامه دو شخصیت اصلی شیطان پرست به نام های مرلین مانسون و آنتوان لاوی پرداخته شده است
امید است خوانندگان آن به خصوص جوانان که بیشتر از سایر اقشار جامعه در معرض خطر ابتلا به این بیماری فکری و روحی هستند با دیدی باز به مسائلی که روزانه با آن مواجه هستند نگاه کنند و کورکورانه به تقلید از گروه ها و فرقه هایی که برای جوان جامعۀ ما شمشیر را از رو بسته اند نپردازند.

شیطان پرستی فرقه ای مستقل ؟
 

طبق بررسی های انجام شده نمادهای این گروه و همچنین تفکرات آنان از فرقه ای گسترده تر و طیفی خاص سرچشمه میگیرد به نام فراماسون(2) (free masion) حال برای اینکه راجع به فراماسونها بررسی هایی را انجام دهیم باید به دل تاریخ برگردیم .
فتنۀ دجّال(3)
از زمان حضرت نوح (ع) هر پیامبری که به رسالت مبعوث شد مردم قوم خود را از فتنه دجّال ترساند.
دجّال یکی از علائم حتمیۀ آخرالزمان و قبل از ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) است ، که در روایات و تفاسیر توضیحاتی پیرامون آن داده شده است.
دجّال طبق روایات مردی است که یک چشم دارد - وسط پیشانی – که مثل نور میدرخشد ، همه را به خود دعوت می کند، میگوید منم خدای شما ، از آسمان باران نازل می کند ، از زمین گیاه می رویاند ، الاغی دارد که هر گام آن کیلومترهاست ، دریاها را می پیماید ، از آسمان عبور می کند ، از هر موی این الاغ نواهایی بیرون می آید و توصیفاتی از این قبیل . گفته شده که دجّال از زمان حضرت نوح بوده است بر خلاف سایر علائم آخرالزمان مثل خروج سفیانی ، سید یمانی ، سید خراسانی ، سید حسنی و ... که آخرالزمان به وجود می آیند .
روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که روزی حضرت با اصحاب از مکانی عبور میکردند مردی را به اصحاب نشان دادند به نام صاعد بن صید و فرمودند که این دجّال است اما آن دجّالی که آخرالزمان می آید این مرد نیست.
با این توصیفات مسلماً دجّال نمی تواند یک فرد باشد احتمالاً یک جریان باشد ، یک تفکر، که آن همین تفکر فرامسونری است.
بنی اسرائیل و فراعین مصر
حضرت ابراهیم (ع) دو فرزند داشتند به نام های-اسماعیل(ع) و اسحاق (ع)- اسماعیل (ع) و فرزندانش به پیامبر اسلام رسیدند . حضرت اسحاق (ع) فرزندی داشتند به نام حضرت یعقوب(ع) که ایشان دوازده پسر داشتند که یکی از آنان حضرت یوسف (ع) بود که طی جریاناتی به مصر کشیده شد و در آنجا به مقام رسید . حضرت یوسف (ع) از زمین های حاصل خیز اطراف رود نیل به پدر و اطرافیانش داد.
حضرت یعقوب (ع) لقبی را برای خود برگزیدند به نام اسرائیل به معنای بنده خدا (اسر به معنای عبد و ئیل به معنای الله) - طبرسی مجمع البیان- ولی در کتاب قاموس کتاب مقدس آمده : «اسرائیل به معنای کسی است که بر خدا مظفر گشت»(4) و فرزندان ایشان معروف شدند به بنی اسرائیل .
حضرت یوسف (ع) در اواخر عمر خود به بنی اسرائیل خبر داد که بعد از من فرعون به شما بدبین شده و شما را مورد آزار و اذیت قرار می دهد . همین گونه هم شد و فراعین مصر یکی پس از دیگری بنی اسرائیل را به استضعاف کشاندند تا زمانی که حضرت موسی (ع) به دنیا آمد. و وقایعی که در کتب تاریخی بدان اشاره شده به وقوع پیوست .

کابالا (kabala)
 

قبل از به دنیا آمدن حضرت موسی (ع) عده ای به فرعون خبر دادند که پسری متولد خواهد شد که تو را از تخت پادشاهی به زیر خواهد کشید . حال این سوال مطرح می شود که از کجا مطلع شده بودند ؟
یک گروه زیر زمینی و سرّی به نام کابالا وجود داشت که در فضای جادوگری و پیش گویی به سر می بردند و هدفشان حکومت کردن بر مردم و سلطه جوئی است اینان پیش گوئی کردند و به فرعون خبر دادند. فرعون هم شروع به کشتن نوزادان کرد. اما به خواست خدا حضرت در دامان خود فرعون پرورش یافت.
حضرت موسی (ع) وقتی به پیامبری مبعوث شدند بنی اسرائیل را نجات دادند و از رود نیل گذراندند همین کابالیست ها که از عاقبت فرعون با خبر بودند به ظاهر به خدای موسی ایمان آورده و از رود نیل گذشتند. و در راه به عده ای بت پرست برخورد کردند و گفتند : «إجعَل لَنا إلهاً کَما لَهُم آلِهَه»(5) ، و گوساله سامری را طراحی کرده و به خورد یهودیان دادند . و وقتی قرار شد که وارد بیت المقدس شوند سرپیچی کردند . تا اینکه چهل سال در بیابانی به نام « تیه » سرگردان شدند .
در این مدت حضرت موسی (ع) تعالیمی از جمله چهره شناسی ، ارتباط با شیپور و بوق که هم اکنون همه ساله مراسم ویژه ای در اسرائیل برگزار می شود و مردم در بیابانی جمع می شوند و با شیپور به یکدیگر پیام می دهند. در همین ایام بود که حضرت موسی (ع) از دنیا رفتند . کابالیست ها و یهودیانی که به ظاهر ایمان آورده بودند پس از حضرت موسی (ع) با توجه به تعالیمی که از ایشان آموخته بودند و از قبل هم که به کار جادوگری و پیش گویی مشغول بودند ادّعا کردند که می توانند اداره خلقت را بر عهده بگیرند و دستان خدا در مقابل آنها بسته است« وَ قالَتِ الیَهودُ یَدُ اللهِ مَغلولَه »(6)
در راستای همین برنامه هایی که ایشان برای اداره خلقت داشتند پیامبران زیادی بر بنی اسرائیل نازل شدند تا آن ها را از این کار بر حذر بدارند. یکی از مهمترین ایشان حضرت عیسی (ع) بود . عیسی (ع) کتابی آوردند به نام انجیل که در لغت به معنای بشارت است. و منظور بشارت به پیامبری حضرت خاتم (ص) است . اما این اتّفاق پیش نیامد و اقداماتی انجام دادند که حضرت عیسی (ع) به خواست خدا به آسمان رفت. و انجیل عیسی به شدت مورد تحریف قرار گرفت و تبدیل شد به بشارت به خود حضرت عیسی (ع) نه پیامبر آخرالزمان .

شائول و تحریف انجیل
 

در آن زمان فردی یهودی زندگی می کرد به نام شائول که به شدت مسیحی کش بود . و مسیحیان را از بین می برد.
روزی وارد شهری که اهالی آن مسیحی بودند شد مسیحیان با دیدن وی پا به فرار گذاشتند ولی او به کلیسایی در آن شهر رفت و مشغول عبادت شد وقتی از او علت را جویا شدند گفت در راه مسیح بر من نازل شد گفت که از کشتن یاران من دست بردار و تبلیغ دین من را بکن. به همین جهت مسیحی شد وحتی نام خود را به «پولِس» تغییر داد. که هم اکنون در میان مسیحیان بسیار مقدس میباشد تا جایی که برخی نام «پل» را به عنوان پسوند قرار می دهند مانند «پاپژان پل» . پلوس به شدت شروع به تحریف در انجیل نمود . عده ای متوجه شدند اما از بین رفتند مانند «برنابا» که انجیل برنابا نیز وجود دارد که در آن نام پیامبر اسلام و حتی جانشین ایشان حضرت علی (ع) به صراحت بیان شده است.

اسلام و یهودیان
 

در زمان پیش از ولادت حضرت محمد (ص) یهودیان و کابالیست ها که ویژگی های پیامبر را در تورات و انجیل مشاهده کرده بودند به جزیره العرب کوچ کردن تا پیامبر آخرالزمان را شناسایی کرده و او را از بین ببرند . لذا پدر حضرت محمد (ص) عبدالله را شناسایی کردند و پیش از ولادت حضرت او را به قتل رساندند . و خود حضرت نیز مدت پنج سال در بیابان به دایۀ خود حلیمه خاتون سپرده شد . و پس از این مدت که پیامبر را شناسایی کردند به دلیل حمایت پدر بزرگ و عموی ایشان نتوانستند آسیبی به ایشان برسانند.
ایشان نمی خواستند اجازه دهند که بیت المقدس توسط اسلام فتح شود به همین منظور با پیامبر اسلام مخالفت می کردند.

حاکمیت کلیسا و انزوای یهودیان
 

در زمان قرون وسطی و پیش از انقلاب صنعتی اروپا که کلیسا بر مردم حکومت می کرد یهودیان به شدت مورد آزار مسیحیان قرار میگرفتند و حتی در جنگ هایی که معروف شد به جنگ های صلیبی بسیاری از یهودیان را به اجبار مسیحی میکردند و دینشان از آن ها می گرفتند . تنها کشوری که توانست مقاومت کند اسکاتلند بود که اولین لژ فراماسونری را تشکیل دادند. تا زمانی که رنسانس یا انقلاب صنعتی اروپا رخ داد و از قدرت کلیسا کاسته شد . و زمینه برای رشد و فعالیت یهودیان و به اصطلاح انتقام گیری فراهم شد. در همین زمان بود که یهودیان شروع به فعالیت کردند و کم کم لژهای دیگری در اروپا شکل گرفت.

فراماسون(free masion)
 

ماسون (masion) در لغت به معنای بنّا است و فری(free) به معنای آزاد و فراماسون یعنی بنّای آزاد .
فراماسون به کسانی گفته می شد که معماری خلقت و معماری تفکر را (از دیدگاه خود) می دانستند . البته لازم به ذکر است که بنّاهای توانمندی بودند.
به عنوان نمونه اهرام ثلاثۀ مصر (که از عجائب هفتگانه به شمار می رود) ساختۀ دست فراماسون هاست .

فراماسون ها فعالیت های خود را در سطح اروپا ادامه دادند تا زمانی که «کریستف کلمپ» امریکا را کشف کرد . در این زمان فراماسون ها به این قاره کوچ کردند و سنگ بنای امریکا را آن گونه که خود می خواستند ساختند . لذا نیویورک (که در همین مقاله به آن اشاره می شود) ساختار هندسی ماسونی دارد و بسیاری از نمادهای فراماسون ها در این شهر که پایتخت اقتصادی ایالات متحده امریکا است وجود دارد.



ادامه دارد



+ نوشته شده در دوشنبه 30 خرداد1390ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط |







+ نوشته شده در یکشنبه 29 خرداد1390ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط |

ظهور "فالون‌دافا" در کرج

ظهور "فالون‌دافا" در کرج

روابط جنسی آزاد در یکی از عرفان‌های دروغین




http://www.alborznews.net/files/fa/news/1389/2/20/10801_599.jpg
اخیراً تبلیغات وسیع و گسترده‌ای از عرفان وارداتی چینی به نام "فالون دافا" در شهرستان کرج در حال افزایش است و طرفداران این عرفان با توزیع کتاب "فالون گونگ"، جزوات و لوح فشرده به دنبال گسترش این فرقه هستند.
به گزارش شبکه ایران به نقل از جوان‌آنلاین، تبلیغ برخی عرفان های دروغین و وارداتی در برخی شهرستانها افزایش یافته است و در همین راستا فرقه فالون‌دافا از طریق سایت‌های اینترنتی نیز در حال تبلیغ است.

از اعتقادات این فرقه این است که این آیین مالکیت شخصی را حرام نموده و به مالکیت عمومی اعتقاد دارد.

فالون دافا می‌گوید: مردان مالک همه زنان و زنان مالک همه مردانند و مرد حق ندارد همسرخود را از عشق و معاشرت با مردان دیگرمنع نماید و بالعکس و به دنبال آن ترویج کمونیسم جنسی در این فرقه به وضوح دیده می‌شود به همین دلیل بسیاری از زنان آمریکایی و یهودی به این فرقه شیطانی روی آورده‌اند.

تمرینات وحرکاتی که در این فرقه انجام می‌گیرد به دلیل ناآگاهی عمومی و شباهت زیاد به ورزش‌های رزمی مانند کونگ فو و ووشو حساسیتی را در مردم عادی به وجود نیاورده و برخی از مردم از روی ناآگاهی به این فرقه پیوسته‌اند.

گفته می‌شود در طی 25 سال گذشته به دنبال روی آوردن مردم به سوی‌ معنویات و به منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی 2500 فرقه جدید ساخته شده است که با یک حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته‌ای 2 فرقه!

گفتنی‌ست، حجت‌الاسلام سلیمی نماینده مردم محلات و دلیجان در مجلس شورای اسلامی چندی پیش طی سخنانی گفته بود: دشمنان با طرح عرفان‌های دروغین و مکاتب غیردینی، دین و اخلاق جامعه را هدف گرفته‌اند و ضروری است که صدا و سیما در این زمینه نیز روشنگری کرده و مردم را نسبت به این اقدامات آگاه کند.




+ نوشته شده در یکشنبه 29 خرداد1390ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط |

فعالیت فرقه انحرافی "حلقه" در كشور و سوءاستفاده از مریدان

فعالیت فرقه انحرافی "حلقه" در كشور و سوءاستفاده از مریدان

رهبر فرقه انحرافی "حلقه" مدتی را به رابطه با یک جن گیر گذراند و در کلاسهای خود برای جذب مخااطب اقدام به برگزاری مراسم احضار روح و جن نموده و با همدستی برخی از عوامل خود(در نقش جن زده) اقدام به تبلیغ برای فرقه خود نمود.

به گزارش رجانیوز، در چند سال گذشته شاهد گسترش فرقه های انحرافی و خودساخته ای بودیم که با توسل به معانی مافوق طبیعت و فرامادی، مبادرت به جذب مخاطب و سپس فریب و سواستفاده از آنها می کردند، که در برخی از این فرقه ها با بازیچه قرار دادن خانواده ها، شاهد از هم گسیختگی بسیاری از این خانواده هایی بودیم که پیش از این از روابط خوب و گرمی برخوردار بودند.

یکی از فرقه های انحرافی که در پوشش عرفان فعالیت خود را آغاز نمود فرقه "عرفان حلقه یا کیهانی" نام دارد.

موسس این فرقه شخصی بنام"م.ط" است که بهره ای از اطلاعات دینی نداشته و با کمک چند خانم، که برخی از آنها مطالعات عرفانی و قرانی داشته اند توانست این فرقه را گسترش دهد.

"ط"، پیش از انقلاب هوادار یکی از گروهک های منحرف بوده و شروع فعالیت وی از سال 1383 بود که بعدها تلاش نمود در پوشش یک موسسه فعالیت خود را ادامه دهد.

بنا بر این گزارش وی در سال 1385 مجوز یک سازمان مردم نهاد (ان جی او) را کسب نمود که به دلیل تخلفات گسترده، مجوز وی تمدید نگردید و تا کنون بدون هیچ گونه مجوزی در قالب یک فرقه انحرافی در حال تبلیغ و جذب نیرو می باشد.

کسب درآمدهای غیر قانونی

علیرغم اینکه هیچ گونه مجوز آموزشی برای آقاي "ط"صادر نشده بود ولی کلاسهای گسترده ای را در تهران و چند شهر کشور فعال نمود که در برخی از این کلاسهای تا 300 هزار تومان برای 6 دوره کوتاه مدت آموزشی دریافت می کرد و از این طریق میلیون ها تومان ثروت نامشروع وغیر قانونی کسب نمود.

کلاسهای خلاف شرع و عرف

در برخی از جلسات این فرقه مسائل شرعی رعایت نشده و متاسفانه نوامیس مردم ملعبه گردانندگان فرقه قرار گرفته و روابط خلاف ضوابط شرعی صورت پذیرفته است. مانند بسیاری از فرقه های دیگر برخی از مریدان از همسرانشان جدا شده اند که شکایتهایی نیز در محاکم قانونی صورت گرفته است.

انحرافات و ادعاها

فرقه حلقه یا کیهانی نمونه ای کپی شده از برخی فرقه های هندو است. مشاوران "م.ط" مانند بسیاری از فرقه های نوپدید از مسائلی همچون درمان، فرارمانی، شفای بیماران، آرامش و غیره برای تبلیغ خود بهره جسته است.

تبلیغ پلورالیسم دینی در قالب کتابی با عنوان "عرفان حلقه" که تالیف "م.ط" است، و طرح مباحثی همچون صراط های مستقیم و همچنین رد به جای آوردن مناسک دینی و از این قبیل موارد، از جمله خطوط فکری این فرقه است.

موسس این فرقه انحرافی نوعی ولایت برای خود قائل است و مدعی است که به کمک او مرتبطین حلقه می توانند از طریق روح القدس به خداوند متصل شوند.

وی می گوید: "فیض حلقه ی وحدت از برکت نزدیکی و وحدت حداقل دو نفر ایجاد می شود و هر کجا حداقل دونفر در حلقه جمع باشند، عضو سوم روح القدس (شبکه شعور کیهانی) و عضو چهارم آن خداوند است."

همچنین طرح مباحث مربوط به جنیان، و اجرای جلسات احضار روح و جن از دیگر فعالیت های این فرقه است، رهبر فرقه حلقه مدتی را به رابطه با یک جن گیر گذراند و در کلاسهای خود برای جذب مخااطب اقدام به برگزاری مراسم احضار روح و جن نموده و با همدستی برخی از عوامل خود(در نقش جن زده) اقدام به تبلیغ برای فرقه خود نمود.

گفتنی است این فرقه هم اکنون با شیوه های مختلف تبلیغی در حال جذب نیرو است و متاسفانه اعضای اصلی فرقه با گمراه نمودن جوانان وسوء استفاده از آنها، مبالغ هنگفتی را به دست آورده اند.

با این حال هنوز اقدام خاصی در این خصوص صورت نگرفته و این فرقه انحرافی به فعالیت خود ادامه می دهد



+ نوشته شده در یکشنبه 29 خرداد1390ساعت 10:22 قبل از ظهر توسط |

علل پیدایش عرفان‌های نوظهور

علل پیدایش عرفان‌های نوظهور

علل پیدایش عرفان‌های نوظهور

جنبش‌های نوپدید دینی و یا عرفان‌های نوظهور را چنین می‌شود معرفی کرد که:

جنبشهای نوپدید دینی که به طور اختصار NRMs (New Religious Movements) خوانده می‌شوند پدیده‌ای نو محسوب می‌شوند. این گروهها و جنبشها که عمدتاً از جنگ جهانی دوم به بعد ظهور کردند، در اواخر ده? هفتاد در جوامع غربی برجسته شدند، این جنبشها را نمی توان تحت یک قانون واحد و کلی درآورد، برخی به دلایل مختلف موفق و برخی شکست خورده و ناکام ماندند.

در طول تاریخ و از زمانی که راه مستقیم به مردم هر عصر و زمانی توسط یک راهنمای الهی نشان داده شد، تا مردم با طی کردن آن راه به هدف و مقصد خود برسند، راههای انحرافی و به تعبیر امروزی جاده خاکی هم بوجود آمد، به شکلی که این راههای انحرافی نیز مدعی رساندن مردم به مقصد و هدف می‌باشند، این به این معنا است که اگر همین امشب تمامی فرق و جنبشهای انحرافی را به سطل زباله بریزیم به گونه ای که حتی اثری از آنها باقی نماند، باز روز دیگر شاهد بوجود آمدن فرقه ای نو و جنبشی جدید خواهیم بود، برخی با ساده و راحت جلوه دادن راه خود، برخی با استفاده از امور جذاب و مورد علاقه نزد مخاطب، برخی نیز با رد کردن راههای موجود و ...  مردم را به خود و راهشان دعوت می‌کنند .

فرقه‌های انحرافی جدید در واقع به خاطر رشد بی سابقه و چشم گیری که داشته مورد توجه تمامی اقشار  قرار گرفته است، آمارها نشان می‌دهد که در چند دهه اخیر، رشد جنبشهای نوپدید دینی از رشد فوق‌العاده ای برخوردار بوده است و این داغ بودن بازار معنویت را می رساند .

اینفورم (شبکه اطلاعاتی با تأکید بر جنبشهای دینی) در بایگانی خود بالغ بر 2600 گروه مختلف دارد که غالب آنها جنبشهای نوین دینی نام دارند، همچنین "هارولد ترنر" تخمین زده که حدود 10000 دین جدید با بیش از دوازده میلیون پیرو، در میان طایفه های مختلف مردم آمریکا، آسیا، آفریقا و اقیانوسیه وجود دارد، آنچه مسلم است تعداد این فرق و انشعاباتشان در حال حاضر به بیش از ده هزار مورد می رسد .

فرقه‌های انحرافی جدید در واقع به خاطر رشد بی سابقه و چشم گیری که داشته مورد توجه تمامی اقشار  قرار گرفته است، آمارها نشان می‌دهد که در چند دهه اخیر، رشد جنبشهای نوپدید دینی از رشد فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده است و این داغ بودن بازار معنویت را می‌رساند

در آغاز دهه 70 میلادی تعداد این فرقه‌ها در غرب 78 فرقه بود و در آغاز دهه 90 میلادی 350 فرقه، ولی امروز تعداد آنها

عرفان های نوظهور

فقط درغرب بالغ بر 2500 فرقه نوپدید دینی می‌باشد، به نظر می‌رسد واژه‌ی جنبش‌های نوپدید دینی اولین بار در ژاپن مورد استفاده قرار گرفته است و همزمان با آزادی عقیده در غرب و ازدیاد تعداد انتخاب‌ها و گزینش‌های دینی این جنبش‌ها گسترش پیدا كردند.

عصر حاضر را عصر انفجار معنویت نامیده اند و این کاملا آشکار است، زمانی که کالایی در بازار خریدار زیادی داشته باشد؛ هم تولیدش افزایش می یابد و هم جنسهای تقلبی با رنگ و روی زیبا فراوان می شود .

همچنین در مورد پایه گذاران اصلی این جنبشها گاردون میلتون نظر جالبی دارد. وی می‌گوید؛ «با اینکه جمعیت یهودیان نسبت به دیگر ادیان کم است اما معمولاً یا پایه‌گذار ادیان جدید هستند یا به ادیان جدید وارد می‌شوند»، در واقع به دلیل اینکه یهودیان خود را قوم برتر می‌دانند و اجازه نمی‌دهند که کسی وارد دینشان شود و با توجه به این مطلب که  افکار صهیونیستی، سلطه بر تمام ابعاد دنیا از قبیل سیاسی، نظامی، اقتصادی و معنوی می‌باشد، می‌توان گفت که یکی از علل پیدایش جنبشهای نوین دینی که در آنها آموزه‌هایی از یهود وجود دارد و به طور غیر مستقیم افکار یهود را ترویج می‌کند، جدای از فرقه هایی که به شکل مستقیم عقاید یهود را گسترش می‌دهد را در راستای تحقق سلطه جهانی یهود دانست.

 

علل بوجود آمدن این جنبش ها را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1- کاستی‌های ادیان سنتی، خصوصا عملکرد بد کلیسا و خودخواهی‌های آنها.

2- گرایش به معنویت که یک گرایش اصیل است، به همین دلیل برخی معتقدند که بشر در عصر بحران معنویت به این جنبش‌های معنوی نوین برای پاسخ گرفتن نیازهای امروز نیاز دارد.

اگر همین امشب تمامی فرق و جنبشهای انحرافی را به سطل زباله بریزیم به گونه ای که حتی اثری از آنها باقی نماند، باز روز دیگر شاهد بوجود آمدن فرقه ای نو و جنبشی جدید خواهیم بود، برخی با ساده و راحت جلوه دادن راه خود، برخی با استفاده از امور جذاب و مورد علاقه نزد مخاطب، برخی نیز با رد کردن راههای موجود و ...  مردم را به خود و راهشان دعوت می‌کنند

3-  مدرنیته شدن غرب و دور نگه داشتن مردم از معنویت به بهانه این که تکنولوژی می‌تواند جای همه چیز را بگیرد . 

4- راحت طلب شدن مردم به خاطر بالا رفتن سطح مالی و توجه به مسایلی که آسان و سریع به دست می‌آید می‌تواند یکی از علل پیدایش این جنبشها باشد .

5- تجربه لذت معنوی که هر انسانی خواهان رسیدن به این لذت در مسایل معنوی است .

6- مسایل اقتصادی، که در برخی از این فرقه ها پولهای فراوانی از طرفدارانشان گرفته شده است. 

7- مسایل سیاسی، که برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود به تولید برخی از این فرق دست زده‌اند . 

8- انقلاب اسلامی و جلب توجه به شیعه که خود می‌تواند دلیلی دیگر برای افزایش تعداد این عرفانها به جهت جلوگیری از توجه غرب به مکتب تشیع باشد. 

اما علت اصلی پیدایش این جنبشها را می‌توان در یک نکته مهم دانست و آن این است که مردم در عصر حاضر وقت کمتری برای بالا بردن سطح معلومات دینی خود صرف می‌کنند و این خالی بودن آنها از معلومات مورد نیاز دینی، باعث شده که زمینه برای سوء استفاده دیگران فراهم شود.

این جنبش‌ها مدعی رفع کردن نیازهای انسان امروزی هستند و هر کدام با توجه به یکی از ابعاد انسان و یا نیاز او دستورالعمل‌هایی داده و از مخاطبین خود عمل به آنها را می‌خواهند .

ما نمی‌توانیم تولید این جنبشها را متوقف کنیم اما می‌توان با داشتن شناخت کامل از دین خود و جنبش‌های نوظهور، خود و اطرافیانمان را در مقابل این انحرافها بیمه کنیم .  



+ نوشته شده در یکشنبه 29 خرداد1390ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط |

نمادهای متعلق به شیطان پرستی

نمادهای متعلق به شیطان پرستی


در بررسی نمادهای متعلق به شیطان پرستی، خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح دیده می شود.

در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر، گردنبند، تصاویر روی دست بندها، پیراهن ، ادکلن، ساعت و... درخ شده و به ایران اسلامی نیز راه یافته است، مورد بررسی و معرفی قرار می گیرد:

نماد ستاره 5 پر در داخل یک دایره ای در داخل آن ستاره 5 ضلعی می ماند که اگر دایره را حذف کنیم، همان ستاره 5 پر یا پنتاگرام است.

گفتنی است برخی از شیطان گرایان، محدوده جغرافیایی تحت سلطه این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان گرایی را در نقشه ای توصیف می کنند.(محدوده ای در ایسلند و اروپا)که ان هم مشابه ستاره 5 ضلعی است.

در میان پنتاگراهای قبلی، تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی و به این معباست که مسیحیان معتقدند، مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به این که مسیحیان بز را نماد شیطان و در برابر بره می دانند.شیطان پرستان این آرم را انتخاب کرده اند.

666: سمبلی است که با عنوان شماره تلفن شیطان از سوی گروه های هوی متال وارد ایران شده؛ اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان پرستان تلقی می شود از سالهای پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف روی دیوار شهرهای بزرگ مشاهده می شود.

صلیب وارونه: این نماد حکایت از وارونه شدن مسیحیت دارد و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین است.صلیب وارونه در گردنبندهای بسیاری دیده شده و خوانندگان راک، انواع مختلف انرا به همراه خود دارند.

نماد صلیب شکسته یا چرخ خورشید: چرخ خورشید نمادی باستانی است که در برخی فرهنگ های دینی همچون کتیبه های برجای مانده از بودایی ها و مقبره های سلتی و یونانی دیده شده است.

گفتنی است، این علامت سالها بعد توسط هیتلر به کار رفت، اما برخی با سخره گرفتن مسیحیت، این سمبل را وارد شیطان پرستی کردند.

چشمی در حال نگاه به همه جا: چشم در برخی نمادهای روشنفکری نیز به کار می رود.اما برخی شیطان پرستان اعتقاد دارند چشم بالای هرم، چشم شیطان است و برهمه جا نظارت و اشراف دارد.

این علامت در پیشگویی، جادو کردن، نفرین گری، و کنترل های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می گیرد.در ضمناین نماد روی دلارهای امریکایی نیز به کار رفته است.

نمادها(ankh):این نماد به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می شود.امروزه نماد فمنیسم در واقع برداشت شده از سمبل شیطانی است.

پرچم رژیم صهیونیستی:رژیو صهیونیستی علاوه بر حمایتهای آشکار و پنهان، حتی از قرار گرفتن نماد نامشروعش در کانون علائم شیطان گرایان نیز پرهیز ندارد.

ضد عدالت:با توجه ب این که تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است، شیطان پرستان تبر رو به پایین را نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک، انتخاب کرده اند.همچنین گفتنی است که فمنیست ها از 2 تبر رو به بالا به معنی مادرسالاری باستانی استفاده می کردند.

سر بز:بز شاخدار، بز مندس(همان بعل خدای باروی مصر باستان)، خدای جادو(بز طلعیه یا قربانی) این یکی از راه های شیطان پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته می شود که مسیح، مانند بره ای برای گناهان بشر کشته شد.

هرج ومرج:این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد که((هر چه تخریب کننده ای است، تو انجام بده))این نماد عمدتا مورد استفاده گروه های هِوی متال است.

چشم شیطان:این نماد به معنای نظارت و اقتدار است و کمتر شناخته شده است.

موسیقی و شیطان پرستی

شیطان پرستان با استفاده از موسیقی توانستند به نفوذ خود در اقصا نقاط جهان بیفزایند.بیشترین اقدامات در فضای تاسیس و فعالیت متالیکا دنبال شده است.

آشنایی با متالیکا

در سال 1981 یک نوازنده درام به نام لارس الریچ با انتشار آگهی فراخوان تشکیل گروه هِوی متال را اعلام کرد و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی شد.

فعالیت این گروه مانند دیگر گروه های هِوی متال به صورت غیر قانونی و زیر زمینی در ظاهر و باطن با حمایت سازمان جاسوسی ایالات متحده امریکابا شعارهای اجتماعی و اعتراضی ادامه و گسترش یافت.این گروه چند سال بعد پیشنهادهای black metal را نیز عرضه کرد و ضمن ارائه آثار مختلف، زمینه را برای شکل گیری گروه های بعدی فراهم آورد.

ارزشهای القایی متالیکا

متالیکا در حقیقت ضد ارزش هایی را ارائه می کند که شامل بازگشت به تاریکی(محور اصلی تفکرات شیطان پرستان)، بی رحمی و تجاوزات جنسی، فحاشی، حجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن است.

خوانندگان این گروه روی صفحه و کلیپهای خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه های فاسد، ادرار، مدفوع، خون و مردار می زنند و از کثسف ترین گروه های موسیقی جهان به شمار می آیند.

متالیکا از همجنس بازی دفاع می کند و آلبومی را در سالروز مرگ کوئین، همجنس باز بنتم امریکایی منتشر کرد.

برخی آمارها حکایت از این امر دارد که تاکنون بیش از 10میلیون و 200 هزار کپی از البوم های این گروه موسیقی شیطانی به فروش رسیده است.

دلایل استفاده از موسیقی

الف.جاذبه های مجازی و حاشیه ای موسیقی متالیکا مانند ایجاد فضا برای روابط آزاد دختران و پسران

ب.ارزان بودن و قابلیت دسترسی موسیقی با توجه به ارتقای تجهیزات فنی تکثیر و توضیع.

ج.کاهش سطح حساسیت یا حساسیت زدایی از طریق به نفوذ به خانواده ها، شرکت ها، اتومبیل های شخصی، رایانه های شخصی و در نهایت گوشی های تلفن همراه .



+ نوشته شده در یکشنبه 29 خرداد1390ساعت 10:2 قبل از ظهر توسط |

مفاهیم: ویروس ایدز (HIV) چیست؟

مفاهیم: ویروس ایدز (HIV) چیست؟

مفاهیم: ویروس ایدز (HIV) چیست؟

HIV ویروسی از گروه رتروویروس‌ها است که به سلول‌هاى دستگاه ایمنى بدن حمله مى‌کند. HIV را لوک مونتانیه فرانسوی و رابرت گالوی آمریکایی کشف کردند.

رتروویرو‌س ها (retroviruses) ویروس هایى هستند که ماده ژنتیکی یا ژنوم آنها از از RNA تشکیل شده است. بنابراین ویروس‌های ایدز براى تکثیر خود به آنزیمى به نام "نسخه بردار معکوس" (reverse Transcriptase) نیازمندند که ژنوم RNA آنها را به صورت DNA نسخه‌بردارى کند تا بعد بتواند آن را با کمک آنزیم "اینتگراز" وارد ژنوم سلول میزبان کند و به این ترتیب امکان تکثیر ویروس به وجود مى‌آید.

کلمه retro (معکوس) در نام این نوع ویروس‌ها هم به همین خاطر است چرا که معمولاً در سلول‌ها نسخه بردارى از DNA به RNA انجام مى‌شود.
   
HIV داراى ژن هاى مختلفى است که پروتئین‌هاى ساختمانی آن را رمزبندى مى‌‌کنند. HIV داراى ژن هاى عمومى رتروویروس‌ها یعنی، gag، pol و env و نیز ژن هاى اختصاصى خودش، tat و rev است.

عفونت با HIV با انتشار حاد ویروس در خون آغاز مى‌شود. پس از این مرحله شمارش ویروس‌ها در خون تا صد برابر کاهش مى‌یابد. پس از این مرحله یک دوره نهفتگى بالینى آغاز مى‌شود.

در ابتدا تصور مى شد که این دوره یک دوره حقیقى نهفتگى ویروسى است که در آن HIV درون ژنوم میزبان به صورت غیرفعال قرار مى‌گیرد.

بعدها مشخص شد که یک نوع سلول در بافت‌های لنفاوی بدن مثل گره‌های لنفاوی به نام سلول‌هاى دندریتی با ویروس پوشیده شده‌اند و بنابراین حتى در مرحله‌اى که ویروس در خون دیده نمى‌شود، میزان آن در بدن بالاست.

HIV با آلوده‌کردن گروهی از سلولهای دستگاه ایمنی به نام لنفوسیت‌های T از نوع CD4 مثبت بیماری ایدز را بوجود می‌آورد. این سلول هاى زیرگروهى از گلبول‌هاى سفید هستند که به طور طبیعى پاسخ ایمنى به عفونت را تنظیم مى‌کنند.

HIV با استفاده از سلول هاى T براى تکثیر خودش در سراسر بدن گسترش مى‌یابد و در همان زمان باعث کاهش این سلول‌ها مى‌شود که بدن براى دفاع از خود به آنها نیاز دارد.

هنگامى که میزان سلول هاى +T CD4 در فرد آلوده به HIV تا حد معینى سقوط کند، آن فرد به طیفى از بیمارى‌ها مستعد می‌شود که در حالت معمول بدن مى تواند آنها را کنترل کند. این عفونت هاى فرصت طلب هستند که باعث مرگ فرد مى‌شوند.

دلایل مختلفى وجود دارد که مبارزه با HIV را مشکل مى‌کند:

 اول اینکه HIV یک ویروس دارای  RNA است که از آنزیم نسخه بردار معکوس براى تبدیل RNA خودش به DNA استفاده مى‌کند. این روند باعث مى‌شود که احتمال بیشترى براى موتاسیون (جهش) در HIV نسبت به ویروس هاى دارای DNA  وجود داشته باشد. بنابراین امکان ایجاد مقاومت سریع ویروس به درمان وجود دارد.

دوم اینکه این تصور رایج که HIV یک ویروس کشنده است صحت ندارد. اگر HIV یک ویروس کشنده بود، خودش هم به زودى از بین می‌رفت، چرا که فرصت چندانى براى عفونت‌هاى جدید باقى نمى‌ماند. در واقع  HIV سال‌ها در بدن باقى مى‌ماند و از طرق مختلف مانند رابطه جنسى، انتقال خون، انتقال از مادر به نوزاد دیگران را هم آلوده مى‌کند.

همان طور که ذکر شد حتى هنگامى که هیچ ذره ویروسى در خون وجود ندارد ویروس در بدن به حالت نهفته باقى مى‌ماند. پس از سال ها ویروس مى‌تواند فعال شود و از ماشین‌هاى سلولى براى تکثیر خودش استفاده کند.

حتى در سال‌هاى اخیر این تصور که عفونت مستقیم HIV باعث کاهش یافتن سلول هاى  T CD4+ مى‌شود، مورد تردید قرار گرفته است. علت کاهش سلول‌هاى ایمنى به این امر مربوط مى‌شود که پروتئین سازنده پوشش HIV به آسانى از ذرات ویروس جدا و به خون وارد مى‌شود و آن را پر مى‌کنند. این پروتئین ها مانند چسب، سلول‌هاى   T CD4+  را به هم مى‌چسبانند، از طرف دیگر دستگاه ایمنى بدن به آنها واکنش نشان مى هد و باعث مى‌شود سایر سلول هاى ایمنى بدن به سلول‌هاى + T CD4  خود بدن حمله کنند و آنها را از بین ببرند.

چرخه تکثیر ویروس ایدز

چرخه زندگى HIV

HIV به سلول هاى  + T CD4 -که به آنها سلول‌های T کمک‌کننده (T helper)  هم می‌گویند و زیرگروهى از گلبول هاى سفید هستند که نقش تنظیم پاسخ ایمنى را در بدن دارند- از طریق مولکول CXCR4 یا هر دو مولکول CXCR4 و CCR5 - بسته به مرحله عفونت - متصل مى‌شوند. در مراحل اولیه عفونت HIV هر دو گیرنده CCR5 و CXCR4 محل اتصال ویروس هستند اما در مراحل انتهایى عفونت که اغلب HIV دچار جهش مى شود، تنها به CXCR4 متصل مى‌شود.(مرحله a در شکل بالا)

هنگامى که HIV به سلول هاى + T CD4 متصل مى‌شود، یک ساختار ویروسى به نام GP41 به داخل غشاى سلول نفوذ مى‌کند و RNA ویروس و آنزیم‌هاى مختلف از جمله نسخه‌بردار معکوس، اینتگراز و پروتئاز به داخل سلول تزریق مى‌شوند.(مرحله b)

مرحله بعدى تولید DNA از روى RNA ویروس با کمک آنزیم نسخه‌بردار معکوس است.(مرحله c و d)  در صورت موفقیت این عمل، DNA پروویروسى با استفاده از آنزیم اینتگراز وارد DNA سلول میزبان مى شود.(مرحله e) در این حال سلول میزبان کامل با HIV آلوده شده است اما به صورت فعال پروتئین هاى ویروس را تولید نمى‌کند.

از این بعد دوره نهفته آغاز مى شود که در آن سلول هاى آلوده مانند "بمب هایى منفجر نشده" براى مدت طولانى باقى مى‌مانند.

هنگامى که سلول میزبان تولید پروتئین هاى ویروس را از روى DNA پروویروسى آغاز مى‌کنند، آنزیم پروتئاز فراهم شده به وسیله HIV باید آنها را به صورت پروتئین‌هاى نوبنیاد HIV درآورند تا با اتصال آنها به هم ذرات ویروسى HIV به وجود آید. ذرات ویروسى تازه به وجود آمده با جوانه زدن بر روى سطح سلول میزبان از آن خارج مى‌شوند.(مراحل f تا m)

داروهاى ضد رتروویروسی

امروزه بیماران آلوده به HIV را با مجموعه اى از داروها که در مراحل مختلف چرخه زندگى ویروس اثر مى کنند مورد درمان قرار مى دهند. این داروها که به آنها داروهاى ضد رتروویروسى مى‌گویند شامل این گروه ها هستند:

  •     مهارکننده‌هاى پروتئاز (PIS): این داروها  فعالیت آنزیم پروتئاز در ویروس را مهار مى‌کنند. پروتئاز آنزیمى است براى ساخته شدن ذرات جدید ویروسى (ویریون‌ها) در مرحله نهایى لازم است.
  •    مهارکننده‌هاى آنزیم نسخه بردار معکوس: آنزیم نسخه بردار معکوس براى تکمیل مرحله آلوده شدن سلول ها به وسیله ویروس لازم است و به وسیله آن است که HIV مى تواند از روى RNA خود DNA بسازد.

این داروها به سه دسته تقسیم مى شوند:

۱- مهارکننده هاى غیرنوکلئوزیدى نسخه بردار معکوس (NNRTTS)
۲- مهارکننده هاى آنالوگ نوکلئوزیدى نسخه بردار معکوس( NRTIS یا NARTIS)
۳- مهارکننده هاى آنالوگ نوکلئوئیدى نسخه بردار معکوس  (NTRTIS یا NTARTIS)

  •  مهارکننده ورود ویروس: این داروها با تعامل مستقیم با گیرنده هاى ویروس و جلوگیرى اتصال ویروس به غشاء سلول هدف از ورود آن به سلول جلوگیرى مى‌کنند.

مشکلات بسیار در تجویز یک دوره درمانى ضد HIV رخ مى‌دهد. هر داروى موثر داراى عوارض جانبى است که اغلب جدى و گاه تهدیدکننده حیات هستند.

عوارض جانبى شایع در درمان ایدز شامل تهوع و استفراغ شدید، اسهال، آسیب کبدى و نارسایى کبدى و زردى است. در هر برنامه درمانى به انجام آزمون هاى مکرر خون براى تعیین مداوم کارایى دارو (که بر مبناى تعداد سلول هاى T و میزان ویروس در خون سنجیده مى‌شود) و بررسى کارکرد کبد نیاز دارد.

ویروس ایدز از کجا آمد؟

منشاء ویروس ایدز مورد سئوال بوده است. چند سال قبل گروهى بین المللى از دانشمندان بالاخره توانستند این مسئله را حل کنند. حل این مسئله مدیون شمپانزه‌اى به نام مریلین بود که دانشمندان را قادر کرد ثابت کنند که ویروس در ابتدا از یک زیرگونه خاص از شمپانزه ها در جنگل هاى بارانى آفریقاى مرکزى منشا گرفته است. به اعتقاد دانشمندان عفونت انسان با ویروس ایدز در نیمه اول قرن بیستم در نتیجه فعالیت افرادى که شمپانزه ها را شکار مى کردند و آنها را مى‌خوردند رخ داده است. این عمل همچنان در حال حاضر ادامه دارد. به گفته پژوهشگران آزمون هاى ژنتیکى نشان مى‌دهد که ویروس اصلى انسانى عامل ایدز (یعنى HIV1) کاملاً به ویروسی شبیه است که شمپانزه‌ها را آلوده مى کند اما در آنها بیمارى ایجاد نمى‌کند.

دکتر بئاتریس هان از دانشگاه آلباماى آمریکا و همکارانش هنگامى به این کشف نائل آمدند که نمونه هاى منجمد شده خون و بافت یک شمپانزه آزمایشگاهى به نام "مریلین" را که در سال ۱۹۸۵ مرده بود بررسى مى‌کردند.  آزمون هاى ژنتیکى در آن زمان در اختیار نبودند. به گفته دکتر هان این شمپانزه ماده هرگز در پژوهش هاى ایدز مورد استفاده قرار نگرفته و از سال ۱۹۶۹ به بعد فرآورده هاى خونى انسانى دریافت نکرده بود.گروه پژوهشگران به سرپرستى خانم دکتر هان در خون و بافت هاى مریلین ویروس "پدربزرگ"  ویروس انسانى را یافتند.

ویروس هاى مشابهى پیش از این در ۴ شمپانزه دیگر دیده شده بودند اما بعدها مشخص شد که تنها زیرگونه‌اى که مریلین به آن متعلق بود، یعنى گونه "پان‌تروگلودیتس تروگلودیتس" (Pantriglodytes Troglodytes) داراى ویروسی بود که می‌تواند انسان‌ها را آلوده کند. در روز هاى ابتدایى پژوهش درباره ایدز، چند شمپانزه به طور عامدانه با ویروس ایدز آلوده شدند تا معلوم شود که آیا به بیمارى مبتلا مى شوند یا نه.

در کمال تعجب دانشمندان به رغم ۹۸درصد مشابهت ماده ژنتیکى شمپانزه‌ها با انسان، هیچکدام از شمپانزه ها به بیمارى مبتلا نشدند. با مشخص‌شدن زیر گونه اختصاصى شمپانزه که منشاء ویروس بودند و با توجه به این که شمپانزه‌ها به رغم آلوده بودن به ویروس به بیمارى مبتلا نمى‌شوند، مطالعه بر روى آنها احتمالاً مى‌تواند به تولید درمان‌هاى جدید یرای ایدز کمک کند.

در حال حاضر مشخص نیست که آیا شمپانزه ها به علت تفاوت هاى ژنتیکى با انسان ها به بیمارى مبتلا نمى‌شوند یا اینکه دستگاه ایمنى آنها بهتر مى‌تواند با ویروس مبارزه کند.

 پاسخ به این سئوال تعیین خواهد کرد آیا مطالعه شمپانزه  مى تواند به درمان‌هاى بهتر یا واکسن براى ایدز منجر شود یا نه.

شواهدى وجود دارد که ویروس ایدز در طول تاریخ به انسان ها منتقل مى‌شده است اما تنها در قرن بیستم بود که همه گیرى ایدز به وجود آمد.

به گفته دکتر هان دلیل این تغییر وضعیت ممکن است به افزایش بى بندوبارى جنسى، ناآرامى هاى مدنى و مهاجرت مردم به شهرها مربوط باشد.

پژوهشگران اولین مورد شناخته شده ایدز را در یک مرد سیاه پوست جزء قبیله بانتو کشف کردند که در سال ۱۹۵۹ فوت کرده بود و در کنگوى بلژیک جمهورى کنگوى فعلى محل زندگى زیرگونه هاى شمپانزه زندگى مى‌کرده است.



+ نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط |

تسخیر سیستم دفاعی

تسخیر سیستم دفاعی



مسئله ای که در مورد ایدز با آن مواجه میشویم این است که ویروس  HIV  عموما" به سلولهای سیستم دفاعی ارگانیسم ما حمله می برد. همانطور که شرح داده شد نقش اساسی سلولهای دفاعی مبارزه با ویروسهای مهاجم است. ویروس  HIV  به لنفوسیتهای کمکی یعنی  T4 و ماکروفاژها و حتی برخی از سلولهای لوزتین و مغز حمله میکند ، اما هدف اصلی آن لنفوسیتهای  T4  است . سیستم دفاعی ارگانیسم انسان براساس داده های اطلاعاتی بکار میافتد. درجسم ما این اطلاعات از طریق مولکولهایی نقل و انتقال می یابند که بوسیله برخی از سلولها ساخته و منتشر میگردند و بوسیله برخی دیگر دریافت میشوند. برخی یاخته های سلولی به ویژه T4  حاوی گیرنده هایی میباشند که ماموریت ویژه ای بعهده آنهاست،  وظیفه آنها بکارگزاری مولکولهای حاوی اطلاعات داده شده است . یکی از گیرنده های لنفوسیت  T4 که علامت اختصاری  CD4 بر آن گزارده شده قادراست که یک پروتیئن ویروس  HIV  بنام  gp120  (تصویر صفحه 6 )  را به سلول دفاعی متصل کند. وقتی ویروس ایدز از طریق CD4  بطور مستحکم به لنفوسیت متصل شود بوسیله پوسته اش که دارای پروتئین است تغییر شکل داده و با لنفوسیت ترکیب میگردد، در این مرحله تنها کاری که برای ویروس HIV  باقی میماند وارد کردن جداره حفاظتی خود و نتیجتا"  RNA ی خود به درون لنفوسیت است. از این طریق لنفوسیت آلوده گشته و کاملا" تحت انقیاد  HIV قرارمیگیرد. از این پس تجهیزات سلولی در خدمت ویروس قرارگرفته و به نفع آن عمل میکند. علاوه بر لنفوسیتها که وظیفه دفاع را بعهده دارند ماکروفاژها که همکاران آنها محسوب میشوند نیز دارای گیرنده های CD4 هستند در نتیجه ویروسهای HIV  از طریق اتصال بوسیله پروتئین  gp120  به آنها نیز نفوذ مینمایند. ویروس ایدز یا همان  HIV  بدون از بین بردن سلولهای دفاعی در آنها نفوذ نموده و آنها رامبدل به دستگاههای عظیم تولید و تکثیر خود می نماید . گاه دیده میشود که اگر فقط یک لنفوسیت   T4  بر روی ده هزار بوسیله ویروس HIV  آلوده شده باشد، لنفوسیتهای دیگر با وجود سالم بودن پیش از موعد از بین میروند. این پدیده شگفت آور نوعی خودکشی دسته جمعی سلولهاست که جهت جلوگیری از پیشرفت ویروس بوقوع میپیوندد، اما در اثرهمین عکس العمل سلولها  سیستم دفاعی افراد مبتلا به ایدز اغلب با سرعت بسیار زیادی تضعیف میشود و آمادگی پذیرش هرنوع بیماری را دارد .



+ نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 10:44 قبل از ظهر توسط |

موانع پیشگیری از انتشار

موانع پیشگیری از انتشار



نا آگاهی و عدم شناخت صحیح بیماری و همچنین عدم آگاهی نسبت به طرق پیشگیری از موانعی میباشند که در مقابله و مبارزه بر علیه اپیدمی ایدز وجود دارند. براساس آخرین آمار بیش ازهفتاد درصد از بیماران ایدز در قاره افریقا هستند ، یعنی کشورهایی که در صدآگاهی در مورد بیماری کم است و داروهای مورد نیاز در دسترس همگان نیست و پیشگیریهای لازم بطور جدی در ذهن اغلب مردم نقش نبسته است. قیمت داروهای ایدز بسیار گران است و در بسیاری از کشورها بوسیله بیمه همگانی پرداخت نمیشود، همین امر سبب میگردد که عمر بیماران ایدز در این مناطق بسیار کوتاه باشد و مرگ آنها بسیار دردناک. براساس گزارش صلیب سرخ جهانی در سطح جهان نزدیک به هشتصد میلیارد دلار جهت تسلیحات  و مخارج نظامی در سال صرف میگردد در صورتیکه رقم پرداخت شده جهت کاوشها و تحقیقات بر روی بیماریهای عفونی همچون سل ،... و ایدز فقط پانزده میلیارد دلار است. امید است که تمام کشورهای جهان در آگاه سازی عمومی تلاش نموده و با همکاری سازمان بهداشت جهانی در پیشگیری از این اپیدمی جدیت نمایند. جوانان نبایست که فراموش کنند که بیشترین درصد آلودگی به این این ویروس از طریق روابط جنسی صورت میگیرد و استفاده از کاندوم به هنگام ایجاد چنین روابطی الزامی و اساسی است. البته ساده ترین راه پیشگیری وفاداری دو جانبه زوجین است که بزرگترین سد و مانع ورود  HIV  محسوب میگردد.



+ نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 10:44 قبل از ظهر توسط |

مشکلات مداوای ایدز

مشکلات مداوای ایدز



ما انسانها در طول حیات بوسیله موجودات ریزی همچون انگلها، باکتریها، میکروبها، ویروسها و غیره مورد تهاجم قرارگرفته و بیمار میشویم. مهمترین این بیماریها در اثر نفوذ میکروبها و ویروسها به ارگانیسم ما بوجودمیایند . ویروسها و میکروبها هردو موجودات بسیار ریزی هستند، تنها تشابه بین میکروبها و ویروسها غیر قابل رویت بودن آنها با چشمان غیرمسلح است. اما ویروس هزاران بارکوچکتر از میکروب است وفرق اساسی آنها نحوه زندگانیشان است. میکروبها با وجود شباهتهایی که از لحاظ کارکرد و ساختار با سلولها دارند خارج از آنها زندگی میکنند، میکروبها مستقل بوده و برای شبیه سازی خود به دودسته تقسیم میشوند. اما بالعکس ویروسها فقط درون سلول زندگی میکنند و انگل محسوب میشوند. ویروس سلول را مورد تهاجم قرار میدهد آنرا اشغال مینماید و سپس از تمامی سیستمهای یک سلول برای شبیه سازی خود استفاده مینماید. در نتیجه باید گفت که ویروس خود را به سلول تحمیل نموده و باعث میگردد که سلول فعالیت عادی خود را ازدست داده و به دستگاهی برای شبیه سازی ویروس مبدل شود. به هنگامیکه سلول آلوده تعداد زیادی ویروس ازروی مدل اولیه ساخت آنها را رها میسازد، بدین ترتیب ویروس وارد جریان خون گشته و منتشر میگردد و با نفوذ به سلولهای دیگر آنها رانیز آلوده مینماید.

باید به خاطر داشت که میکروب خارج از سلول زندگی میکند اما ویروس برای زندگی نیاز به نفوذ به درون سلول دارد. میتوان میکروبها را با آنتی بیوتیک از بین برد اما در مورد ویروس اینطور نیست. هنوز دارویی که قادر باشد ویروسها را از بین ببرد کشف نشده است. تنها راه مبارزه با ویروس واکسیناسیون است. از بدو پیدایش واکسیناسون بشر توانسته با شیوع بسیاری از بیماریهای ویروسی مبارزه کند و برخی از آنهار را ریشه کن نماید. اما گاه برای یافتن یک واکسن به دهها سال کاربی وقفه نیازبوده است، همچنان که دانشمندان امروزه      جهت  یافتن  واکسنی بر علیه ویروس ایدز (HIV)  که دارای تنوع بسیار است حداکثر تلاش خود را مینمایند.
تا به اینجا دیدیم که جسم هرفرد دارای سیستم دفاعی میباشد و بوسیله آن در مقابل عوامل بیماری زا بشدت مبارزه میکند اما متاسفانه HIV  دقیقا" و عملا" به سلولهای دفاعی حمله برده ، فعالیت عادی آنها را تغییر داده و به نفع خود از آنها سود میبرد تا جایی که سلولهای دفاعی یکایک به تسخیر ویروس در میایند. از آن پس جسم فاقد سیستم دفاعی است و به هدفی مناسب برای بیماریهای دیگر تبدیل میشود. به این نوع بیماریهایی که ارگانیسم فاقد دفاع را مورد حمله قرار میدهند "بیماریهای فرصت طلب" گفته میشود. بیمار مبتلا به ویروس ایدز بوسیله بیماریهای متنوع فرصت طلب به کام مرگ کشیده میشوند.



+ نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط |

مرحله نهائی بیماری ایدز

مرحله نهائی بیماری ایدز


به هنگامیکه فرد آلوده به HIV به مرحله نهایی یعنی بیماری ایدز برسد آن هنگامیست که تعداد سلولهای دفاعی اوکاهش یافته است تا جایی که ارگانیسم فرد توانایی مبارزه با عوامل بیماری زا را نداشته باشد. از این پس عفونتهای فرصت طلب رشد یافته که میتوانند موجب دردهای جانکاهی باشند. اغلب این دردها در قسمت گلو،ریه و شکم پدید میایند.

درواقع این بیمارها و عفونتهای فرصت طلب هستند که از فقدان سیستم ارگانیسم سوء استفاده مینمایند تا درجسم فرد مبتلا رشد نموده و به تکثیر خود بپردازند.بیماریهای فرصت طلبی که در زیر بدان اشاره خواهد شد از جمله مهمترین و رایجترین آنها هستند.

پنوموسیستوز : منشع این بیماری نوعی پروتوزوئر است که موجب عفونت شدید ریه ها میگردد. درکشورهای پیشرفته درصد زیادی از افراد مبتلا به ایدز به آن گرفتار میشوند.

توکسوپلاسموس : یکی دیگر ازبیماریهای فرصت طلب میباشد که منشا آن نیز نوعی پروتوزوئر است. این نوع عفونت انگلی در صورت وجود یک سیستم سالم دفاعی هیچ خطر خاصی رابرای شخص ایجاد نمی نماید. درابتدا دارای هیچ نوع علائم کلینیکی نبوده و بطور پنهان به پیشروی میپردازد. از عوارضی که در اثر آبسه در مغز پدید میاید میتوان ناراحتیهای دماغی،اختلال در حافظه و فلج رانام برد، البته میتواند مشکلاتی در قوه باصره و ریه نیز پدید آورد.

سیتو مگولاویروس : از بیماریهای ویروسی است که موجب اختلالات در قوه باصره و جهاز هاضمه میگردد.

کرپتوس پوریدیوزیس : این بیماری رانوعی پروتوزوئر سبب میگردد که منجر به اسهال، مشکلات صفراوی ، پانکراس و تنفسی میگردد .

کاپوزیس : به این بیماری کاپوزیس سارکوم نیز گفته میشود. در بین این بیماران بسیار متداول  بوده و نوعی سرطان پوست است.  این بیماری میتواند لوزتین، جهاز هاضمه، ریه ها ، کبدها و حتی قلب را مورد حمله قرار میدهد.

لنفومهای بدوی مغز : نوعی تومور مغزی است که میتواند منجر به اختلالات در حافظه گردد. علائم کلینیکی این نوع بیماری بسیار به توکسوپلاسموس شبیه بوده که نتیجتا" تشخیص این دونوع بیماری از هم دارای اهمیت زیادی است. اهمیت تمایز این دو نوع بیماری از هم  تفاوت در شیوه  مداوای  آنهاست.

سرطان دهانه رحم : درنزد زنان مبتلا به ویروس ایدز سرطان دهانه رحم از شایعترین بیماریهای فرصت طلب شمرده میشود.

لنفومهای بدخیم : LNH  معمولا" در خارج  لوزتین جای گیری مینمایند  اما در اثر وجود آنها لوزه ها  نیز مورد تهاجم قرار میگیرند.

عدم وجود سیستم دفاعی که با از بین رفتن سلولهای دفاعی پدیدار میگردند دریچه ای گشوده به سوی هرنوع ویروس دیگر، هر نوع سرطان ، میکروب، قارچ و انگل است. این موجودات ریز بیماری زا بدون هیچ مانعی به ارگانیسم فرد آلوده به HIV هجوم میبرند و از ضعف آن جهت پرورش وپردازش خود استفاده میکنند، گاه نیز بیماریهایی پیش و پا افتاده همچون سرماخوردگی فرد مبتلا به ایدز را درمعرض خطر نابودی قرار میدهد



+ نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 10:42 قبل از ظهر توسط |

ايدز در ايران


اولين مورد بيماري ايدز در ايران در سال 1365 در يك كودك 6ساله هموفيل كه از فاكتورهاي انعقادي وارداتي آلوده به ويروس ايدز استفاده كرده بود ، مشاهده شد.

 تا تاريخ اول مهر ماه 1378 تعداد1804 مورد آلودگي به ويروس ايدز شناسايي شده بود كه 237 مورد آن به مرحله ايدز رسيده و از اين عده 203 نفر فوت شده اند.

بر اساس آخرين آمار اعلام شده از سوي وزارت بهداشت از سال 1365 كه اولين مورد ابتلا به ويروس ايدز در ايران شناسايي شد تاكنون 16 هزار و 90 نفر مبتلا به اين بيماري در كشور شناسايي شده‌اند كه 15 هزار و 150 هزار نفر آنها مرد هستند، 7/66 درصد آنها از طريق سرنگ آلوده مبتلا شده‌اند، دو هزار و 121 نفر از اين بيماران جان خود را از دست داده‌اند و هزار و 122 نفر آنها از مرحله ابتلا به ويروس HIV گذشته و اكنون وارد فاز بيماري ايدز شده‌اند.
هنوز اعتياد تزريقي الگوي اول انتقال ايدز در ايران است اما طي سالهاي اخير رشد اين بيماري از طريق بي بند و باري جنسي نيز در ايران نگران كننده شده است به طوري كه مسئولان وزارت بهداشت نگران موج سوم انتشار اين بيماري از طريق ارتباط جنسي هستند، موج اول اين بيماري از طريق فرآورده‌هاي خوني آلوده در ايران مطرح شد و موج دوم آن اكنون با انتقال از طريق اعتياد تزريقي و سرنگ آلوده مطرح است.
كارشناسان و متخصصان بيماريهاي عفوني بر اساس فرمولهاي سازمان بهداشت جهاني معتقدند كه بيش از 70 هزار نفر در ايران به ويروس ايدز مبتلا هستند كه فقط 16 هزار و 90 نفر آنها تاكنون شناسايي شده‌اند و بقيه كه از بيماري خود بي خبرند عاملان انتقال اين بيماري در جامعه هستند

موارد ياد شده در بالاي از راههاي زير آلوده شده اند:

69 درصد در اثر استفاده از سرنگ و سوزن اشتراكي (معتادين تزريقي)

13 درصد از راه تماس جنسي.

11 درصد از راه خون و فراورده هاي خوني .

1 درصد از مادر آلوده به كودك و مواردي هم نامشخص بوده است.

ايدز بلاي جامعه معاصر است . در حال حاضر ايدز تنه بيماري است كه در همه كشورهاي جهان، چه غني و چه فقير ، بعنوان يك مشكل حياتي مطرح است.                            

بيماري ايدز در همه كشورهاي جهان، در گروههاي سني متفاوت، نژادهاي مختلف و در هر دو جنس مشاهده مي شود. ايدز تنها يك مشكل بهداشتي نيست، بلكه يك مشكل اجتماعي فرهنگي است.

بيماران مبتلا به ايدز بي نهايت آسيب پذيرند. بعلت پيش داوري و ترس از سرايت بيماري، اين بيماران در مورد انتخاب مسكن، شغل، مراقبتهاي بهداشتي و حمايت عمومي مورد تبعيض قرار مي گيرند. رفتارهاي نامناسب و تحقيرآميز، موجب انزواي بيمار گشته، فرصت آموزشي را از وي مي گيرد. وحشت مرگ، وحشت طرد و تنهايي، وحشت انگ اجتماعي، اخراج كارگران مبتلا و بدنامي از طرف دوستان، آشنايان و خانواده، سبب  مي شود آنهايي كه گمان مي كنند ممكن است آلوده باشند، وضعيت خودشان را تا جايي كه مقدور تست مخفي نگهدارند كه اين خود موجب گسترش آلودگي مي شود.

به همين دليل اين بيماران بايد از خدمات حمايتي از قبيل حمايت قانوني و مالي، مشاوره اي و خدمات بهداشتي درماني برخوردار گردند.

در بعضي جوامع مانند كشور ايران كه آلودگي در سطح خيلي پائين است، هنوز مشكلات اقتصادي و اجتماعي، خود را نشان نداده است ولي در آينده شايد چنين نباشد. بايد بدانيم اين مشكلات در كنار ماست و ما را تهديد مي كند، زيرا كشور ما در منطقه آسيا واقع است كه پرجمعيت ترين و فقيرترين منطقه جهان است و بر اساس بهداشت جهاني با دارا بودن پايين ترين معيارهاي اقتصادي و انساني، امكان همه گيري آلودگي و بيماري ايدز در قرن بيست و يكم بر اساس برآورد سازمان جهاني بهداشت در آن زياد است. بايد توجه داشت كه تنها سد مطمئن در مقابل گسترش آلودگي، رعايت سخت و قانونمند روابط جنسي و پاي بندي به اصول مقدس زناشويي و ارزشهاي اخلاقي در جامعه است.



+ نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط |



+ نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط |

علایم ایدز در دهان

علایم ایدز در دهان


aids.jpg

بیماری ایدز که همه از آن وحشت دارند و گاهی تشخیص آن به این آسانی ها ممکن نیست، می تواند اولین علایم خود را در دهان نشان دهد که توجه به آنها در تشخیص به موقع این بیماری موثر خواهد بود.

هر چند افراد آلوده به ویروس اچ.آی.وی (ویروس عامل بیماری ایدز) ممکن است از آلودگی خود به این ویروس بی اطلاع باشند ولی این بیماری در دوره نهفته خود، در بعضی افراد می تواند علایم دهانی خاصی داشته باشد.

عفونت قارچی (کاندیدیوز دهانی) اغلب اولین نشانه عفونت اچ.آی.وی است، که ممکن است به صورت خطوط سفید در کنار زبان دیده شود.

سلامت لثه و بافت های نگهدارنده ی دندان ها در بیماری ایدز به سرعت رو به وخامت می رود.(بیماری پریودنتال)

تب خال ساده در بیماری ایدز بسیار شایع است و به صورت دور دهانی یا داخل دهانی عارض می گردد و ممکن است به صورت مزمن و طولانی در دهان باقی بماند.

آفت های متعدد نیز در مراحل اولیه عفونت به اچ.آی.وی در این بیماران ظاهر می شود.

در صورت بروز علایم فوق باید به متخصص بیماری های دهان و دندان مراجعه کرد. البته ممکن است در افراد مختلف همه یا فقط تعدادی از علایم دهانی فوق ایجاد شود.

جالب است بدانید که تاکنون در ایران گزارشی مبنی بر انتقال ایدز از طریق لوازم دندان پزشکی به بیماران وجود نداشته است. ترس و واهمه از انتقال ویروس در صورت استریلیزاسیون کامل وسایل در دستگاه اتوکلاو ، یک نگرانی بی جا برای بیماران است.



+ نوشته شده در چهارشنبه 25 خرداد1390ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط |

پیشگیری

راههای پیشگیری


بهترین راه برای پیشگیری از مبتلا شدن به بیماریها


 فرا گرفتن راههای پیشگیری است.


+ نوشته شده در سه شنبه 24 خرداد1390ساعت 10:43 قبل از ظهر توسط |

انتقال ايدز از طريق روابط نامشروع در كشور افزايش يافته است

هشدار رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت
انتقال ايدز از طريق روابط نامشروع در كشور افزايش يافته است

 رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت گفت: در چند سال اخير تعداد موارد ابتلا به ويروس ايدز از طريق رابطه جنسي افزايش يافته است، جمعيت كشور ما جوان است و بايد پيش‌بيني لازم را انجام دهيم تا به سرنوشت برخي كشورهاي غربي دچار نشويم.


عباس صداقت افزود: ايدز يك بيماري ويروسي است كه عامل آن از طريق اعتياد تزريقي، استفاده از سرنگ مشترك، رابطه جنسي غير ايمن، استفاده از خون آلوده و مادر آلوده به جنين منتقل مي‌شود، انتقال ايدز از مادر به جنين در ايران ناچيز است، خون‌هاي مصرفي در كشور نيز ايمني 100 درصد دارند، انتقال از طريق سرنگ مشترك نيز با پوشش فراگير گروه معتادان تزريقي، اجراي برنامه كاهش آسيب، توزيع سرنگ رايگان و آموزش اين گروه كنترل شده است، اكنون تنها خطري كه نگراني از شيوع اين بيماري را دامن مي زند گسترش ايدز از طريق رابطه جنسي است.
وي افزود: متاسفانه 2 گروه اصلي هدف يعني معتادان تزريقي و افرادي كه بي بند و باري جنسي دارند با هم همپوشاني دارند و ممكن است اين افراد به علت روابط جنسي غير ايمن به گسترش اين بيماري در جامعه غير معتاد دامن بزنند و اين خطري است اگر به آن توجه نشود و هوشيار نباشيم مي‌تواند موجب گسترش اين بيماري شود.
وي ادامه داد: شواهد نشان مي‌دهد كه الگوي انتقال ايدز در ايران از سرنگ مشترك به سمت روابط جنسي در حال تغيير است، بسياري از متخصصان برجسته بيماري‌هاي عفوني نيز در كميته كشوري ايدز به اين نكته اذعان كرده‌اند كه در موارد جديد بيماري ايدز كه شناسايي مي‌شود، ابتلا از طريق رابطه جنسي بيش‌تر خودنمايي مي‌كند.
وي گفت: اين اطلاعات در كنار اين پيش آگاهي كه مي‌دانيم جمعيت جواني در كشور داريم بايد برنامه‌هاي كنترل ايدز را به سمت اين گروه از جامعه ببرد تا اتفاقي كه در برخي كشورهاي غربي رخ داد و موجب بروز موج بزرگ گسترش ايدز از طريق رابطه جنسي شد در ايران تكرار نشود.
صداقت افزود: چالش بزرگ در اين مسير باورهاي غلط درباره بيماري ايدز است، انگ و تبعيض عليه بيماران مبتلا به ايدز و اينكه هنوز عده زيادي از مردم اين بيماران را گناهكار و مجرم مي‌دانند مانع از كنترل مناسب اين بيماري مي‌شود زيرا موجب مي‌شود اين بيماران از خانواده و اجتماع طرد شوند و در خفا و پنهاني به گسترش اين بيماري بپردازند.
رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت گفت: مردم بايد بدانند ويروس ايدز از طريق روبوسي، دست دادن، غذا خوردن در يك ظرف، كنار هم نشستن، هوا، استخر،‌ استحمام در محل مشترك يا حتي نيش حشرات منتقل نمي‌شود، بنابراين دوري جستن از افراد مبتلا به HIV هيچ ضرورتي ندارد و اشتباه است.

* برنامه دوم كنترل ايدز در ايران بودجه كافي ندارد

وي ادامه داد:‌ براي كنترل اين بيماري اجراي برنامه دوم كشوري كنترل ايدز از سال 86 آغاز شده است ، در اين برنامه وظيفه و سهم هر دستگاه در كنترل، آگاه سازي و حمايت از بيماران مبتلا به اين بيماري و افراد در معرض خطر مشخص شده است، اين برنامه در كميته كشوري ايدز و شوراي عالي سلامت مصوب شده است اما براي اينكه پشتوانه اجرايي بيشتري داشته باشد به هيئت دولت رفته است تا در دولت نيز مصوب و ابلاغ شود.
وي گفت: متأسفانه چون هنوز اين برنامه در هيئت دولت مصوب نشده است، اعتبار كافي براي اجراي اين طرح هنوز اختصاص نيافته است، براي اجراي اين طرح به سالانه حدود 8 ميليارد تومان اعتبار نيازداريم در حالي كه سال گذشته 5/4 ميليارد تومان اعتبار به آن اختصاص يافت و امسال هم قرار است همين مقدار اعتبار براي دومين برنامه كشوري ايدز اختصاص يابد كه هنوز معلوم نيست همين اعتبار هم به طور كامل تخصيص يابد.
وي افزود: 65 درصد اين اعتبار در زمان حاضر صرف هزينه‌هاي دارو و درمان بيماران شناسايي شده، قرار مي‌گيرد و فقط 35درصد آن براي آموزش و پيشگيري از بروز اين بيماري هزينه مي‌شود كه بسيار ناچيز است و متاسفانه اعتبار كافي براي آگاه سازي مردم درباره اين بيماري خطرناك را در اختيار نداريم.
رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت اضافه كرد:‌ مراسم روز جهاني ايدز يازدهم آذر امسال در تالار علامه اميني دانشگاه تهران با حضور مسئولان عالي رتبه برگزار مي‌شود، علاوه بر آن از 11آذر به مدت يك هفته در سراسر كشور مراسم و جشنواره‌هاي اطلاع رساني درباره ايدز با همكاري سازمانهاي مردمي و دولتي برپا مي‌شود.


+ نوشته شده در سه شنبه 24 خرداد1390ساعت 10:42 قبل از ظهر توسط |

تماسهای شغلی كه می تواند موجب انتقال HIV شود عبارتند از :

تماسهای شغلی كه می تواند موجب انتقال HIV شود عبارتند از :


1- آسیبهای مربوط به تماس جلدی مثل فرورفتن سوزن یا بریدگی توسط سوزن یا اشیاء تیز دیگر

2- آ لودگی غشاء های مخاطی
3- آلودگی پوست غیر سالم یا اسیب دیده از طریق خراشیدگی یا درماتیت ها (البته در پوست منافذ غیر قابل تشخیص وجود دارد كه گاهی HIV از این منافذ می تواند وارد شود)
منابع HIV شامل خون ،مایعات خونی بافت ها و دیگر مایعات بدن نظیر منی ، ترشحات واژینال، مایع مغزی نخاعی٬  مایع سینوویال، پریتونئال پریكاردیال و مایع آمنیوتیك كه همه اینها می توانند موجب انتقال عفونت HIV به دیگران شوند. در خصوص بزاق به طور كلی تماس با بزاق یك فرد آلوده به HIV در صورتی كه خون قابل رویت در آن وجود نداشته باشد بعنوان یك عامل خطر آفرین برای انتقال HIV مطرح نمی شود تماس با اشك، عرق ادرار و مدفوع غیر خونی شخص آلوده نمی تواند به عنوان عامل خطر آفرین انتقال HIV محسوب گردند.
HIV از طریق شیر انسان آلوده می تواند به نوزاد یا كودك منتقل شود. اما تماس با شیر انسان بعنوان یك تماس شغلی برای انتقال HIV درنظر گرفته نمی شود مطالعات نشان داده است كه متوسط خطر انتقال HIV توسط سوزن و یا دیگر آسیبهای جلدی توسط اشیاء تیز آلوده به HIV حدود32 % است .
 
خطر انتقال بیمارستانی HIV از بیماران آلوده به سایر بیماران : 
انجام تست HIV قبل از عمل جراحی نمی تواند موجب ممانعت از ابتلای شغلی HIV گردد وتوصیه به انجام آن نمی شود.
اساس پیشگیری اولیه پرسنل پزشكی دررابطه با HIV این است كه خون تمام افراد می بایست آلوده فرض شود مگر خلاف آن ثابت شود (رعایت احتیاطات استاندارد)پرسنل پزشكی درصورت فرو رفتن سوزن مشكوك یا آلوده به HIV به دست و …باید در اسرع وقت به مراكز بهداشت استان و یا شهرستان مراجعه كنند. 
درصورت پاشیده شدن خون و مایعات آلوده به HIV به محیط ،مركز كنترل بیماریها (CDC) توصیه می كند كه : 
1- دستكش و درصورت لزوم سایر وسایل محافظ پوشیده شود.
2- با دستگاه كاغذی حوله ای ، خون و مواد ریخته شده در محیط پاك شود .
3-محل با آب و صابون شسته شود.
4-درصورتی كه سطح آلوده صاف باشد با محلول 1:100 (10000 ppm) هیپوكلریت سدیم (وایتكس) عفونت زدایی شود و اگر سطح آلوده ناهموار و دارای خلل و فرج باشد با محلول 1:10 (ppm 100000) گندزادیی شود. اگر بیش از 30سی سی خون درمحلی ریخته شود بایستی خون را با حوله كاغذی بپوشانیم وبرروی حوله محلول 1:10هیپوكریت سدیم ریخته پس از 10 دقیقه محل را با آب صابون شستشو دهیم و دوباره آنها را با هیپوکلریت سدیم گندزدایی نماییم.



+ نوشته شده در سه شنبه 24 خرداد1390ساعت 10:41 قبل از ظهر توسط |

نكات مهم در تماسهای شغلی :

نكات مهم در تماسهای شغلی :

1- انتقال HIV از راه پوست سالم در هیچ مكان یا شرایطی به اثبات نرسیده است .
2- هیچگونه خطر انتقال HIV از راه تماس نزدیك با بیماران، مواجهه با قطرات پخش شده در هوا و حتی تماس با سطوح محیطی مشاهده نگردیده است .
3- تقریبا تمام موارد قطعی انتقال HIV مربوط به خون یا دیگر مایعات آلوده به خون بوده و تنها دو مورد انتقال غیر این راه بوده است (یك مورد در اثر مایع جنب خونی ودیگری دراثر كشت غلیظ شده HIV)
4- تاكنون هیچ مورد انتقال شغلی از راه ترشحات مهبل، منی و شیر گزارش نشده است، باوجود این مسئله ، بایستی درتمام تماسها اصول احتیاطات استاندارد را رعایت نمود.
5- تاكنون هیچ مورد انتقال HBV و HIV از راه تنفس دهان به دهان گزارش نشده است ولی برای پیشگیری از انتقال عفونت هرپس سیمپلكس و نایسریامننژیتدیس و احتمال تئوریك انتقال HIV و HBV در این موارد از ماسكهای مخصوص استفاده شده و بعد از مصرف ضد عفونی گردند.
6-رعایت احتیاطات استاندارد در موارد جراحی تا 93% از تماس باخون پیشگیری می نماید.


+ نوشته شده در سه شنبه 24 خرداد1390ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط |

درباره ي ما


پشتیبان ولایت فقیه باشید


تا به مملکت شما آسیبی نرسد


خوش اومدی




خدمت خوانندگان گرامی عرض می کنم


منظور از نام این وبلاگ این نیست که


مقام معظم رهبری سیدخراسانی معروف


که در احادیث پیش بینی شده هستند




بلکه منظور محل تولد

مقام معظم رهبری است


که مشهد مقدس می باشد


که ایشان اصالت شان به خامنه

و محل تولدشان خراسان است

یا علی مدد

منوي اصلي

پيوند هاي روزانه

آرشيو

پيوند هاي وبلاگ

ابزار

RSS

MultiHoster
یاران خورشید

http://blogame.persiangig.com/image/LOGO/BIG%20BG.gif
Designer: BloGame

تمام حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ محفوظ مي باشد
Designer: BloGame